نامه ی میشل فوکو ، فیلسوف پست مدرن فرانسوی ، خطاب به مهندس بازرگان

✅آقای نخست وزير ،

✅در ماه سپتامبر گذشته ، هنگامی كه هزاران زن و مرد در خيابانهای تهران به رگبار مسلسل بسته شدند ، شما گفتگویی با مرا پذيرفتيد . در قم بود و در منزل آيت الله شريعتمداری . ده ها تن از مبارزان حقوق بشر آن جا به پناه آمده بودند . سربازان مسلسل به دست ، ورودی كوچه را كنترل می كردند .

✅شما در آن هنگام رئيس ” انجمن دفاع از حقوق بشر در ايران “ بوديد و بايد از خود شجاعت نشان می داديد . شجاعت جسمی ، چرا كه زندان در انتظار شما بود و شما طعم آنرا چشيده بوديد . شجاعت سياسی ، رئيس جمهور آمريكا در آن اواخر ، شاه را در زمره ی مدافعان حقوق بشر استخدام كرده بود . ( پرزيدنت كارتر در ژانويه 1978 ، از شخص شاه به عنوان يك مدافع حقوق بشر تعريف كرده بود ) . بسياری از ايرانيان از اين كه به آنان درس های پر هياهو بدهند ، برانگيخته می شوند . آن ها نشان داده اند كه می دانند چگونه حقوق خويش را به كف آرند و از آن بهره مند گردند ، به تنهایی . و نمی پذيرند كه محكوميت يك جوان سياه پوست در افريقای جنوبی نژادپرست ، همسان محكوميت يك جلاد ساواك باشد . كيست كه آن ها را نفهمد ؟ شما ، چند هفته اي است كه جهت متوقف ساختن دادگاه های غير رسمی و اعدام های سريع اقدام كرده ايد . عدالت و بي عدالتی نقطه ی حساس هر انقلابی است ، انقلاب ها از اين نقطه زاده می شوند و از همين جاست كه غالباً از دست می روند و می ميرند . و از آن جا كه مناسب ديده ايد كه به شكل علنی به آن اشاره كنيد ، احساس می كنم که يادآوری گفت و گویی كه پيرامون اين موضوع با يكديگر داشتيم ، ضروری باشد .

✅در بحث از حقوق بشر ، از رژيم های سركوبگر حرف می زديم . شما اين اميد را بيان می كرديد كه در خواسته ی ايرانيان مبنی بر برپايی حكومتی اسلامی ، كه در آن هنگام به شكل گسترده مورد تأكيد قرار می گرفت ، تضمينی واقعی براي حقوق بشر يافت می شود . و اين به سه دليل : بر قيام ملتی كه آحادش حاضر به فدای همه چيز بودند ، و برای بسياری اين ” همه چيز “ جز وجود خودشان نبود ، يك بعد معنوی حاكم بود . و اين تمايلی به زير” حكومت ملايان “ رفتن نبود . فكر می كنم درست همين تعبير را بكار برديد . و آن چه من از تهران تا آبادان می ديدم ، نظر شما را به هيچ وجه رد نمی كرد .

✅همچنين می فرموديد كه اسلام ، با قوام تاريخی و پويایی امروزش ، به لحاظ همين حقوق ( بشر ) ، حد اقل قادر است با وعده ی خطيری كه سوسياليسم نتوانسته بود به آن جامه ی عمل بپوشاند ، مواجه شود . برخی كه خود را مطلع نسبت به جوامع اسلامی و يا ماهيت هر دينی می دانند ، امروزه می گويند که چنين امری ” محال “ است . من از آن ها بسيار متواضع ترم و نمی دانم به نام كدام اصل جهان شمولی می توان مانع مسلمانان از جستجوی آينده شان مبتنی بر اسلامی شد كه آن ها ، به دست خود ، بايد سيمای نوين اش را ترسيم كنند . چرا بايد در عبارت ” حكومت اسلامی “ تخم ظن را بر صفت ” اسلامی “ پاشيد ؟ واژه ی ” حكومت “ به تنهایی برای برانگيختن هشياری كافی است . هيچ صفتی اعم از دموكراتيك ، سوسياليستی ، ليبرال و یا خلقی ، حكومت را از الزاماتش معاف نمی سازد .

✅شما می گفتيد كه حكومتی ، مدعی اسلام ، حقوق قابل ملاحظه ای از يك حاكميت ساده ی مدنی را با وظايفی مبتنی بر دين ، محدود مي سازد . صفت اسلامی اين حكومت ، آن را پايبند ” وظايفی “ مكمل می سازد و بايد اين پيوند ها را رعايت كند . چراكه ملت خواهد توانست مذهب مشترك را در برابر حكومت به كار گيرد . اين فكر به نظر من مهم آمد . من شخصاً نسبت به اين كه حكومت ها خود به خود ، وظايف و الزامات خويش را مراعات كنند ، كمی ترديد دارم . خير آن است كه حكومت شوندگان بتوانند برخيزند و گوشزد كنند كه حقوق خويش را به سادگی به حكومتگران واگذار نكرده اند ، بلكه قصد دارند وظايف را بر آن ها تحميل كنند . هيچ حكومتی نمی تواند از اين وظايف اساسی سرباز زند . از اين منظر ، محاكماتی كه امروز در ايران جريان دارند ، جای نگرانی دارند .



📌برای مطالعه ادامه متن INSTANT را بزنید:

https://telegra.ph/نامه-ی-میشل-فوکو--فیلسوف-پست-مدرن-فرانسوی--خطاب-به-مهندس-بازرگان-08-04

Comments

Be the first to add a comment