به روایت خود دستگاه حکومت، علی خامنهای، کودکی ده ساله بوده است که به تحمیل خانواده وارد حوزه میشود. زمانی که باید در میان همسالان به شور و بازی میپرداخته، مجبور به پوشیدن عبای عبوس ملّایی شده و احتمالاً در میان همسالان دوران کودکی مورد طرد و استهزاء بوده است.
این یک تجربهٔ عینی برای رهبر این سیستم تمامیتخواه از «خانهٔ پدری» است. همین کودک با هزاران عقدهٔ سرکوفته، چهل سال بعد رهبر میشود و تمام تلاشش را میکند تا سبک زندگی هشتاد میلیون ایرانی را به عُنف، به سانِ «خانهٔ پدری»اش تغییر دهد. اسم آن قواعد عقبمانده و واپسگرا را هم گذاشته است: «سبک زندگی ایرانی-اسلامی»
فیلم خانهٔ پدری، نخستین فیلم توقیفی در جمهوری اسلامی نیست، اما چون سبک زندگی ایرانی-اسلامیِ مورد ترویج توسط حکومت را زیر سؤال میبرد، نوعی عبور از خط قرمز نظام به شمار میرود.
از آنجا که فیلم را هنوز ندیدهایم، قضاوت در مورد چونی آن مشکل است اما چهرهای که «خانهٔ پدری» از جامعهٔ سنتی ایرانی به نمایش خواهد گذاشت نه دخترکانی شادمان با قباهای رنگین و دیوارهایی با آینهکاری و نقشهای اسلیمی، که روی دیگر سکه یعنی سرکوب و تحمیل و بردگیِ پنهان است.
بماند که «سبک زندگی ایرانی-اسلامی» هشتاد میلیون ایرانی را به ساکنان جفادیدهٔ «خانه پدری» بدل کرده است.
_______@ajibzad