✳️ مدل آموزش و توسعه 70/20/10
✅ برگزاری دوره های آموزشی چقدر در رشد و توسعه مدیران کارساز خواهند بود؟
در بسیاری از کانون های ارزیابی و توسعه شایستگی که با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف افراد و توسعه شایستگی ها برگزار می شوند، جهت توسعه شایستگی ها تنها به برگزاری دوره ها و کارگاه های آموزشی اکتفا می کنند و هیچ بازخورد حضوری و برنامه توسعه ای بلندمدتی برای افراد در نظر گرفته نمی شود. اما باید دید سهم و اثرگذاری این نوع آموزش و توسعه (برگزاری دوره آموزشی) در ارتقاء سطح شایستگی های مدیران و کارکنان به چه میزان می باشد؟
مدل 10-20-70 رویکردی برای بیان منابع و شیوه های بهینه آموزش و توسعه کارکنان در محل کار می باشد. این مدل در سال 1986 میلادی نتیجه تحقیقی بود که توسط مورگان مککال و مرکز رهبری خلاق (CCL) انجام شد. هدف اصلی این تحقیق، آگاهی از نحوه یادگیری و توسعه کارکنان و مدیران بود. طبق نتایجی که از بررسی نحوه یادگیری 200 مدیر موفق به دست آمد، مدل 70:20:10 حاصل شد. این مدل، تعادل ایده آل میان شیوه های مختلف یادگیری و توسعه در محل کار را به این صورت تشریح می کند:
70 درصد به وسیله "تجربه عملی"، از طریق انجام وظایف روزمره، چالش ها و ممارست در کار. فرد باید شخصا در معرض تجربه کردن و انواع موقعیتها و مسائل گوناگون قرار بگیرد تا وسعت و عمق تجارب بدست آمده از موقعیت ها، منجر به افزایش سطح قابلیتها و شایستگیهای او شود. همچنین فرد از اشتباهات خود درس می آموزد و بازخورد آنی در مورد عملکرد خود دریافت می کند.
20 درصد به وسیله " ارتباط و تعامل با دیگران"، از طریق فعالیت های مختلفی از جمله کوچینگ، منتورینگ، یادگیری مشارکتی و سایر روش های تعاملی با همکاران.
10 درصد به وسیله "آموزش رسمی"، از جمله دوره ها و کارگاه های آموزشی و سایر روش های آموزشی سنتی.
این درصدها نشان دهنده وزنی است که به هر یک از شیوه های یادگیری و توسعه باید داده شود.
این نسبت بر اساس تحقیقی که توسط DDI و Conference Board بر روی 13000 مدیر و رهبر در جهان در سال 2014 میلادی انجام شد ، مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد به جای نسبت 70:20:10، روش یادگیری و توسعه مدیران و رهبران 55% از راه تجربیات کاری، 25% با آموختن از دیگران و 20% نیز از طریق آموزش های رسمی بوده است.
@CBHRM