ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیّاد رفته باشد ― حزین لاهیجی
سالهاست تکههای کاغذ یادداشت و فاکس رنگباخته تبدیل به فایل و فولدر در حافظهٔ کامپیوترم شده، از جمله برای یادداشتهای خوانندگان ارتکابات این کیبورد.
تصحیح املای متن مهارتی میطلبد نتیجهٔ تمرکز و ممارست. در خزانهٔ لغاتی که طی سالیان یاد گرفتهایم، «تعبین»، «پدبده» و «استفغار» وجود ندارد. پس مغز دنبال معنی واژهٔ ناموجود نمیگردد. حسب مفهوم جمله، بیدرنگ تعیین، پدیده و استغفار میبیند و میخواند بیآنکه خبردار شویم. نمونهخوان که مصحّح نخستین (بهاصطلاح عصر جدید) پرینت است معنی کلمه و مفهوم جمله را موقتاً کنار میگذارد. در دولابچهٔ خاطرات بصری قشر خاکستری مغز مثلاً واژهٔ «نایبوسیده» جستجو میکند و در یک هزارم ثانیه نتیجه میگیرد چنین چیزی وجود ندارد. آن گاه به مفهوم جمله برمیگردد، دور کلمه دایره میکشد و بالای آن یا در حاشیه مینویسد نابیوسیده (به معنی غیرمنتظره، غیرمترقّبه، ناگهانی) یا تلگرافی و خیلی خلاصه برای جلب توجه حروفچین/تایپیست و تسریع کار: ب ی و.
هرگاه در مطلبی ترکیب ’’کُسْتپُلُنیالیسم‘‘ استعمال کنم به متولی چاپ یا هواکردن تذکر میدهم از تصحیح طبق دیکشنری دانشگاه کلمبیا خودداری کند؛ درستش همین است.
تصحیح/تغییر انشا به همین سادگی نیست، خودکار هم انجام نمیشود. به آشنایی با دستور زبان و نقش کلمات در ساختار متن نیاز دارد. معلم صَرف و نحو به شاگرد گفت «تجزیهات بد نیست، مردهشور ترکیبت ببرد.»
و میرسیم به بحث نهچندان شیرین علایم سجاوندی که تا پیش از عصر تجدد در نوشتار فارسی وجود نداشت. نقطهٔ پایان جمله و علایم نقل و تعجب و استفهام و خط تیره و پرانتز و سر سطر رفتن و پاراگراف که امروز در استعمال آنها افراط میشود، و حتی شمارهٔ صفحه، پدیدههایی است که با گارسهٔ حروف سربی مغربزمین همراه ابزار چاپ مبلغان مذهبی از بیروت در عهد محمد شاه قاجار در دهههای ۱۸۳۰ و ۴۰ وارد شد. حتی امروز صاحب دشکچه و فتوا و منشی دفترخانه صدها جمله مینویسند مثل تختهنمد یکپارچه و از باء بسمالله تا تای تمّت بی درز و فاصله. آن نوشتجات نه برای مصرف عامّه، که برای ملاحظهٔ دامت افاضاته یا میرزابنویس دیگری است. ..... متن کامل در سایت