در مدت اخیری که در توییتر حضور دارم هیچ اینترکشنی با اکانتهای ارزشی نداشتهام. بیدلیل نیست.
ارزشیها در روزهایی که ما در برابر بوقهای بلند اصلاحطلبان کمتوان بودیم به ما کمک کردند تا فضای دوقطبی امروزی به وجود بیاید. نقششان تمام شده است. آدامس را بعد از جویدن، تف کنید. جامعهٔ امروز ایران نه به عقب گام خواهد برداشت و نه تأثیری از پروپاگاندای بیاثر این جماعت ارزشی خواهد گرفت. آنها اگرچه ادای کیسینجر در میآورند، ولی خودشان هم نمیدانند چرا اینجا هستند؛ شاید چون پول میگیرند که باشند. عاقلان دانند که خرج کردن برای آنها چون آب ریختن در کویر است. مدیران امنیتی یا باصطلاح خودشان فرهنگیِ آنها، بر این باور بودند که تغییر سوگیری سیستماتیک توییتر با گسیل داشتن لشگری از نیروهای مثلا انقلابی اتفاق خواهد افتاد. صدها استراتژی احمقانه را به کار گرفتند که در این مقال نمیگنجند، اما خروجی آن همه هزینه برایشان در بهترین حالت هیچ بود. این مدیران میپنداشتند که با ایمپرشن بالای توییتها میتوانند این فضا را جهت بدهند. بنابراین در دامی افتادند که نتوانستند از آن خارج بشوند و آن سودای لایک بود. همان اشتباهی که همقطاران ایشان دربارهٔ تعداد زیاد مقالات دانشگاهی داشته و دارند. درگیری بر سر بودجه هم طمعکارشان کرد. آمده بودند بر توییتر اثر بگذارند، اما به قول فوکویاما زیر چرخهای لیبرالیسم له شدند. فضای توییتر هرروز رادیکالتر از قبل شده و همین باعث شده است اجرای طرح اینترنت ملی تسریع بشود. آنها البته هنوز بودجه میگیرند ولی بازدهی در راستای هدفشان ندارند. مدیون ایشانیم که با پروموت کردن بلاهتهای مکتبیشان زمینهساز افتراق عمومی شدند تا مرزی برای وسطبازی باقی نماند. به لودگیهای امروزشان بیتفاوت باشید. آنها فقط در حباب خودشان میپلکند. تأثیری حتی سطحی بر جامعه ندارند و کسی جز خودشان ایشان را باور نمیکند. آنها توییتر را باختند.
عجیب زاده