جمهوریاسلامی قصد داشت اینبار نیز مانند مورد #كيانوش_سنجرى و با سناریوی مشابه، قتل یک مبارز پادشاهیخواه را تبدیل به سناریوی خودکشی کند.
صحنهسازی، حلقآویز کردن، ورود عوامل شناخته شده امنیتی (ح رونقی، ع مومنی) به موضوع، انتشار اعلامیه و خاکسپاری ناگهانی و حضور ریقنی در خاکسپاری همگی نشاندهنده خیز سیستم امنیتی برای انحراف قتل #ابوالفضل_عابدینی بود که برخلاف مورد کیانوش، خیلی زود افشا شد.
درباره شتابزدگی در خاکسپاری ابوالفضل همین بس که بسیاری از دوستان و هموندان او حتی در شهرهای همجوار و خوزستان هم فرصت آمادگی و حضور در این مراسم را نیافتند، درحالیکه ریقنی، زندانی سیاسی سابق و همکار فعلی دستگاه امنیتی به همراه «تیم» مربوطه در محل حاضر بود.
ریقنی در نخستین فرصت رسانهای پس از مرگ نزدیکترین دوستش در دوران حبس، از همه چیز، از رقص و میگساری در سیزده بدر تا راهبرد استراتژیک سخن گفت، اما درباره ابوالفضل هیچ!
شاید اگر این بار هم همبندیهای سابق ابوالفضل در بیانیهای (مثل بیانیه باطبی و دوستان) خودکشی را تایید میکردند کار حسین هم سادهتر میشد و میتوانست ادامه سناریو را اجرا کند، کسی چه میداند؟!
اصلا ما تیفریقه افکن، توهم توطئه، نفوذی، سایبری ...،
شما مبارز و شجاع و ستارخان زمان!
وقتی برای نزدیکترین دوست دوران زندان زبانت نمیچرخد و جرات ابراز حقیقت نداری، ما چطور باور کنیم درد دیگران را داری؟!
زبانت که الحمدلله برای دروغگویی درباره اعتصاب غذای چند ده روزه و دو پای شکسته و کلیه و پروستات و غده گلویت خوب دراز است، چطور درباره احضار و تهدید و ضرب و شتم و صحنهسازی قتل ابوالفضل لالمونی گرفتی؟!
آها چون در داخل و در معرض خطر هستی معذوریت داری.
اما صبر کن!
درباره شخص خامنهای و جمهوریاسلامی میتوانی در اینترنشنال نطق کنی ولی درباره ابوالفضل نه؟!
ای مبارز، ای شجاع، ای ستارخان پلاستیکی!
میدانم برخلاف آن دوست رپرت آنقدر جوگیر یا کودن نیستی که نفهمی با یک تیر چند هدف برای نظام میزنی:
نفوذ در مخالفان، انحراف در مواقع بحرانی (مثل اعتراضات گسترده ۱۴۰۱)،
اجرای سناریوهای قتلهای حکومتی و البته نمونهای برای اثبات آزادی بیان مخالفان در جمهوریاسلامی.
خسته نباشی!
➖➖➖@PN_KFP