⭕️فخر رازی در جلسات درس خود همیشه در رد قرامطه سخن می‌کرد و می‌گفت:«آنها هیچ برهان قاطعی ندارند.» یکی از شاگردانش جاسوسی قرمطی بود. این شاگرد روزی بعد از درس پیشش رفت و به بهانه پرسش کتاب خود را گشود. در میان کتاب کاردی برنده بود. به استاد گفت:«این برهان قاطع ماست.»

فخر رازی پیام را دریافت کرد و از آن به بعد دیگر چیزی در رد این مذهب نگفت. روزی یکی از شاگردان پرسید :«استاد دیگر در مورد قرامطه صحبت نمی‌کنید؟» فخر رازی جواب داد:«اخیرا در نزد آنها برهان قاطعی یافتم.»

 محمود حکیمی
هزار و یک حکایت تاریخی 

Comments

Be the first to add a comment