جنبش زنان در ایران پدیدهای تازه نیست؛ از دوران مشروطه به اینسو زنان همواره در متن سیاست ایران حضور داشتهاند، نه در حاشیهی
زنان در جنبش مشروطه با تأسیس انجمنهای سرّی، نشریات زنانه، و مشارکت در دفاع از تبریز و تحصنها، برای نخستینبار خواستهای خود (حق تحصیل، حق رأی، اصلاح قوانین خانواده) را در قالب مطالبات سیاسی صریح طرح کردند
جنبش زنان در کشفحجاب اجباری رضاشاه، در جنبش ملیشدن نفت، در انقلاب ۱۳۵۷ و تظاهرات اسفند همان سال علیه حجاب اجباری و ... ادامه داشت
آنچه جنبش ژینا را از این پیشینهی طولانی متمایز میکند، آغاز حضور سیاسی زنان نیست بلکه ظهور یک "عاملیت جمعی" است در این جنبش، زنان از موضع «گروه ذینفع» که مطالباتش توسط نهادها یا نخبگان سیاسی نمایندگی شود، به موضع کنشگرانی مستقل جابهجا شدند که خود، بیواسطه و در خیابان، بدن و حجاب خویش را به میدان اصلی نزاع سیاسی بدل کردند. این عاملیت جمعی — شبکهای، بدون چهرهی رهبری واحد، متکی بر همبستگی افقی نسلی و فضای مجازی — چیزی است که قیام ژینا را از موجی به رویدادی بیسابقه در تاریخ معاصر جنبش زنان ایران بدل کرد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing