✳️ جامعه تورمزده: ما هم در آن گالری هستیم؟✍️ هومن علوی
✅ وقتی صحبت از افول یا فروپاشی ارزشهای اجتماعی میشود، رویدادهایی نظیرجنگها، انقلابها، قحطیهای بزرگ یا غارت فروشگاهها ومنازل دررویدادهای طبیعی نظیر سیل و زلزله مهیب به ذهن متبادر میشود.
🔸اماگاهی اوقات، فروپاشی در مقیاسهای کوچکتر، چه دریک گالری هنر وچه دربطن یک جامعه، خود را نشان میدهد. هنر اجرامحور «ریتم صفر» اثر ماریناآبراموویچ و پدیده تورم مزمن اقتصادی، دو نمونه از موقعیتهایی هستند که در آنها ساختار اخلاقی و هنجارهای اجتماعی به چالش کشیده میشوند.
■ نقض هنجارهای اجتماعی و ظهور خشونت
🔸در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ، یک هنر اجرامحور ششساعته به نام «ریتم صفر» را در گالری عمومی استودیو مارا در ناپل ایتالیا به نمایش گذاشت. این پرفورمنس که ورود به آن برای عموم آزاد بود، طبق دستورالعمل اعلانی طراحی شده بود:
آبراموویچ خود را بهعنوان یک «شی» معرفی میکرد و مخاطبان مجاز بودند هر کاری که میخواهند با او انجام دهند. ۷۲ شیء مختلف روی یک میز قرار داشت که به سه دسته تقسیم میشدند:
الف) بیضرر یا لذتبخش: مانند شیشه عطر، گل رز، پر سفید، عسل، پارچه ابریشمی، شکلات و شانه.
ب) دارای پتانسیل خشونت کنترلشده: مانند قیچی، سوزن، پونز، میخ، شمع (برای سوزاندن)، تسمه چرمی و تکههای شیشه.
ج) بسیار خطرناک یا مرگبار: مانند چاقوی بزرگ، تیغ جراحی، و اسلحه کمری واقعی با یک گلوله کنارش. آبراموویچ به مدت شش ساعت در حالت بیحرکت ایستاد، نگاهش را به نقطهای دور دوخته بود و هیچ واکنشی به تماس چشمی یا اقدامات مخاطبان نشان نمیداد. سکون و حذف عاملیت، یک فضای بیقاعده ایجاد کرد که در آن مرزهای معمول اخلاقی به چالش کشیده شدند. درابتدا، فضای گالری آمیخته با سکوتی سنگین و هیجانی مبهم بود. تماشاگران با کنجکاوی محتاطانه به او نزدیک شدند؛ برخی بهآرامی دور او قدم زدند، او را از زوایای مختلف بررسی کردند یا اشیای روی میز را وارسی کردند. برخی دیگر با تردید، گل رزی را به دست او دادند، رشتهای از موی او را کنار زدند و روی شانههایش شال انداختند تا واکنش او را بسنجند. خندههای کوتاه و نجواهای پنهان میان تماشاگران، بیشتر نشان از «آزمون مرزها» داشت.
🔸باگذشت زمان و مشاهده انفعال آبراموویچ و حذف عاملیت هنرمند، نوعی اطمینان جمعی در میان تماشاگران شکل گرفت و متوجه شدند که کسی واقعاً مانعشان نخواهد شد.
🔸این فهم، همراه با سرایت رفتاری جمعی، اقدامات را از تماسهای بیضرر و شوخیهای کوچک به حرکات آزاردهنده و سپس خشونتآمیز کشاند. آنها بدن او را با خار گل و تیغ زخمی کردند، پونز به بدنش زدند، لباسهایش را با قیچی بریدند، شمعهایی برای سوزاندن پوستش به او نزدیک کردند.
🔸 آبراموویچ همچنان بیحرکت و ساکت بود، اما در لحظاتی شروع به اشک ریختن کرد. این اشک بیصدا که از گونههایش جاری میشد، در تضاد با لبخند برخی تماشاگران قرار گرفت که در حال آسیبزدن به او بودند.
🔸فردی گلوله را در اسلحه گذاشت و آن را در دست راست آبراموویچ قرار داد و سپس انگشتش را به نشانه تهدید روی ماشه گذاشت. ناگهان همهمه شد و درگیری پیش آمد، برخی مخاطبان در برابر این خشونت ایستادند و برخی تشویق کردند و میخواستند نمایش ادامه پیدا کند. آنچه در ابتدا یک تعامل هنری به نظر میرسید، به نمایشی تکاندهنده از بیرحمی انسانی تبدیل شد.این پرفورمنس نشان داد که خشونت فقط محصول یک فرد بیمار یا خشن نیست،بلکه به شرایط و «موقعیت اجتماعی» مربوط است.وقتی قواعد و چارچوبها برداشته میشوند، در غیاب مسئولیتپذیری چهرهای وحشی از انسانها پدیدار میشود. این گالری به یک میدان آزمایش برای نمایش جنبههای تاریک روان انسان تبدیل شد. در مقیاس جامعه، تورم مزمن همان کار را میکند که «ریتم صفر» در مقیاس یک گالری انجام داد:یک محیط غیرعادی ایجاد میکند که در آن قواعد آشنای زندگی روزمره بهتدریج فرو میریزد و میدان آزمایش واقعی برای سنجش مرزهای اخلاقی انسان فراهم میکند. وقتی پول ارزش خود را بهسرعت از دست میدهد و آینده غیرقابل پیشبینی میشود،فشارهای معیشتی بعضاْ موجب میشود که«اخلاق موقعیتی» بر اصول پایدار غلبه کند. تمرکز به «منافع» جایگزین پایبندی به ارزشهای اجتماعی میشوند. رفتارهای فرصتطلبانه گاه با توجیه یا حتی رضایت درونی همراه میشود، زیرا فشار شرایط، خود را برتر از اصول اخلاقی جا میزند.این تغییر اولویتها آرامآرام هنجارهایی مثل صداقت، انصاف و یاریرسانی را کمرنگ میکند. ابتدا نشانهها ظریفاند:کسی خریدبیش ازنیاز میکند و یا دیگری بدهیاش را دیر میدهد.همانطور که در ریتم صفر، تماسهای بیضرر دقایق ابتدایی به حرکات خشن بدل شد...
📃 متن کامل
https://pooyeshfekri.com/جامعه-تورمزده-ما-هم-در-آن-گالری-هستیم/كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement