مناجات دستوری اهل سخن در شب آرزوها ( لیلة الرغائب)

به نام خـداوند فـعل و سـخن
خداوند او، تو ،شما ،ما و من

خداوند اسم و ضمیر و صفات
همـان جامد مـفرد خاص ذات

منادای هر کس بدو رو کند
تمیزی که افـعال نیـکو کند

نهاد است و هستی همه مسندش
جهـان تکیه دارد بـر آن مسـندش

مضاف است وموصوف ومبدل، ولی
نـدارد بـدل ، نیسـت ایـن مشـکـلی

مـضـاف الیـه خــدا کیـسـت؟ مــا
همین کوه و خورشید و ارض وسما

صفاتش برون از شـمار و حسـاب
ز وصفش خجل مانده کلک و کتاب

خدایا،چه گویم چه خوانم تو را؟
فرو مانده سوی تو دسـت دعا

تو پاکی، تمیزی، تمیز آفرین
عزیزی، بزرگی،عزیز آفرین

تو صیادی و هر دلی صید توست
همه قیـدها بسته ی قیـد توست

تو خورشید و هستی،همه سایه ای
همـه پیــرونـد و تـو آن پـایه ای

تو نقــاش نیکو نـهادی، خـدا !
همه نقش ها را تو دادی خدا !

تویی فاعل و فعل،و مفعول، ما
تو مـعلومی و فعل مجهول ، ما

خـدایی ! خـداونـد چـرخ بـلند
نه پسوند داری تو ،نه پیشوند

تویی مرجع و جمله ی ما ضمیر
به سـوی تو آییم مـا ، نـاگـزیر

خدایا! ز افعال مـن در گـذر
مکن سوی افعالِ ناقص،نظر

اگر نیست در جمله ام فعل تام
ببخش ای خدای معین!والسلام

(شجری؟)

@molavi_asar_o_afkar
@nokatetarbiyati

Comments

Be the first to add a comment