هفت دلیل در ستایش از شعار
"زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی"
✍مجتبی نجفی
🔺شعار "زن زندگی آزادی"، نقطه اوج تکامل جنبشهای سیاسی اجتماعی ایران در نفی استبداد و پدرسالاری بود. نشانی از زنانه شدن عرصه های عمومی و پیوند زندگی و دموکراسی بود که به آرمان بی بدیل آزادی پیوند خورد.
🔺جمهوری ایرانی صورت بندی سیاسی زن،زندگی،آزادی است. اگر "زن،زندگی،آزادی" شعار فرهنگ اعتلا بخش است، جمهوری ایرانی، شاکله سیاسی اش را بازنمایی میکند و بر دیکتاتوری از هر نوعی خط قرمز میکشد و بر اراده جمهور برآمده از مشارکت تک تک شهروندان تاکید دارد.
🔺قید ایرانی بر جمهوری بر نفی همه شکلهای سلطه گری دینی تاکید دارد. با حکومت دینی مرزبندی میکند و سکولاریسم را ارج مینهد و ایران را خانه همه ایرانیان فارغ از هر تعلق مذهبی و عقیدتی میداند.
🔺جمهوری ایرانی علیه هر گونه تفسیر اقتدارگرایانه از ایران است. هیچکس، ایرانی تر از دیگری نیست. چون ایران "خانه " است؛ مکان زندگی همه متفاوتها و پذیرش "دیگری"، اصل بنیادین همزیستی مسالمت آمیز است. به عبارتی این شعار دست رد بر شکلی از فاشیسم میزند.
🔺در جنبش سبز، شعار "جمهوری ایرانی" سرداده شد و در چهارصدو یک "شعار زن زندگی آزادی". این شعار پیوند یک مسیر پرتلاطم است و نویدبخش اینکه افق رهایی روشن و البته مسیر آزادی دشوار است. به عبارتی این شعار میگوید ما ادامه داریم، حذف ناشدنی هستیم.
🔺"مرگ بر دیکتاتور" شعار سلبی است. "زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی" شعار ایجابی است؛ هویت بخش، بخش مهمی از مخالفان سیستم حاکم است که نه استبداد گذشته و نه استبداد اکنون را میخواهند؛ ما فقط جمهوری، "حاکمیت شهروندان بر سرزمین ایران" را میخواهیم.
🔺به قول دوستی در تمجید از شعاری که در دانشگاه تهران سرداده شد " دانشگاه تهران امروز نقش محله امیرخیز در انقلاب مشروطه رو داره! "از یک ایران فقط امیرخیز مانده بود...". برافراشتن پرچم " زن،زندگی،آزادی، جمهوری ایرانی" در امتداد خط مقاومت مدنی در برابر همه گیری استبداد چه در ساختار سیاسی و چه در ساختار فرهنگی است. و ایستادگی بر این کلمات، ایستادگی بر آرمانهای جنبش مشروطیت در نفی حکومتهای مطلقه، تکریم ایرانی به مثابه شهروند، حاکمیت قانون برابر زورگویی و قلدری سلطانهاست. به عبارتی در برابر سلطه، مقاومت ادامه دارد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing