🇮🇷توهم خرمشهر؛ خطای خطرناک در خوانش وضعیت فعلی

#حسین_قتیب

یکی از جدی‌ترین خطاهای تحلیلی در مواجهه با وضعیت پیش از آتش‌بس، پناه بردن به تمثیل‌های تاریخیِ نادقیق است. در هفته اخیر، بارها شنیده‌ایم که شرایط امروز با «فتح خرمشهر» یا «فاو» مقایسه می‌شود؛ گویی در آستانه یک پیروزی تعیین‌کننده قرار داشتیم که اگر در آن مکث کنیم، دستاوردها از دست خواهد رفت. این روایت، در بهترین حالت ساده‌سازی است و در بدترین حالت، می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های پرهزینه منجر شود.

‏فتح خرمشهر یک نقطه عطف روشن در جنگ بود، نه یک استعاره قابل تعمیم. در آن مقطع، یک شهر کلیدی بازپس گرفته شد، بخش وسیعی از خاک کشور آزاد شد، هزاران اسیر گرفته شدند، و مهم‌تر از همه، موازنه نظامی و سیاسی به شکل ملموس تغییر کرد. این یک «پیروزی قابل تثبیت» بود؛ دستاوردی که می‌شد آن را به سرمایه سیاسی و دیپلماتیک تبدیل کرد.

‏اما وضعیت فعلی چنین مختصاتی ندارد. اگرچه برای چند هفته تنگه کنترل شد اما با شرایط بعد از آتش بس نتوانستیم آن را تثبیت کنند. در عوض، هزینه‌هایی جدی پرداخت شده: از دست دادن فرماندهان کلیدی، و رهبر ، آسیب به زیرساخت‌ها، و افزایش سطح آسیب‌پذیری. در چنین شرایطی، صحبت از «لحظه خرمشهر» بیشتر بازتاب یک نیاز روانی برای معنا دادن به وضعیت است تا یک ارزیابی راهبردی دقیق.

‏قیاس با فاو نیز تفاوت ماهوی شرایط را نادیده می‌گیرد. فاو یک گلوگاه ژئوپلیتیکی مشخص بود که با تصرف آن، دسترسی عراق به دریا و بخشی از ظرفیت اقتصادی‌اش مختل شد؛ یعنی یک اهرم سخت، پایدار و قابل دفاع ایجاد شد.

‏در مقابل، حتی در مورد تنگه هرمز نیز نوعی ایراد تحلیلی دیده می‌شود. تفاوت میان «توان ایجاد اختلال» و «کنترل پایدار یک گلوگاه» دقیقاً همان شکافی است که این قیاس‌ها نادیده می‌گیرند.

‏مسئله اصلی این است که این تمثیل‌ها، واقعیت را روشن نمی‌کنند؛ آن را می‌پوشانند. ‏وضعیت فعلی نیازمند یک ارزیابی سرد و دقیق است: چه چیزی واقعاً به دست آمده؟ چه چیزی از دست رفته؟ و کدام ابزارها می‌توانند به تولید یک دستاورد پایدار منجر شوند؟
‏تا زمانی که تحلیل ما بر استعاره‌های نادرست بنا شده باشد، تصمیم‌های ما نیز بر زمین سست استوار خواهد بود. و در سیاست، زمین سست، معمولاً هزینه‌های سنگینی دارد.

📸از #علی_فریدونی
( عملیات رمضان ۱۳۶۱ )

😁Ellinne

Comments

Be the first to add a comment