‍ ▪️چون روز تاسوعا بگذشت و شب عاشورا درآمد، سلطان سیارگان در تعزیت خانۀ غروب مقام گرفت و شب مشک‌فام، پلاس سیاه و پیراهن کبود در ماتم خاندان پوشید. خاتونان تاب خانۀ بلا به نظارۀ شهیدان کربلا آمدند.
شفق خون دیده در دامن سپهر ریخت، عرصۀ زمین گرد ادبار و خاکستر رخسار بر فرق خویش بیخت

در آن شب حسین بفرمود تا آن کرسی که از ساج ساخته، همراه داشت، در میان صحرا بنهادند و جمع لشکر خود را طلبیده، بر بالای کرسی نشست و خطبه‌ای در غایت به فصاحت و نهایت بلاغت ادا کرد
بعد از ثنای خداوند تعالی ـ و تعظّم و درود سید عالم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود «الحمد الله علی السَّراءِ و الضّراءِ» امّا بعد بدانید که من هیچ‌کس را از اصحاب خویش باوفاتر نیافتم و هیچ آفریده‌ را از اهل‌بیت خود، رحیم‌تر و نیکوکردارتر ندیدم. «فَجَزاکُمُ اللهُ منّی خَیراً» خدای شما را از جهت من، جزای خیر دهد.
بدانید که امشب رقبۀ شما را از ربقۀ بیعت خویش، مُخلّی ساختم و این مهلت برای شما خواستم و ظنّ من آن است که چون این قوم مرا ببینند، ‌طلب شما نکنند و به جست‌وجوی دیگری نپردازند، پس باید که هر یک از اصحاب من، امشب دست یکی از اهل‌بیت من گرفته، در آفاق متفرّق گردند تا از محنت، رهایی و از شدّت فرج یابند

من شدم غرقۀ گرداب غم آن به که شما​​کشتی خود به سلامت سوی ساحل رانید

برادران و فرزندان و خویشان و موالیان جواب دادند که یابن رسول الله ما را قوّت مفارقت و طاقت مهاجرت نیست، بقای خود بعد از وفات تو نمی‌خواهیم و تا جان در تن داریم و رمقی در بدن داریم، با اعدای دین و دشمنان اولاد رسول ربّ العالمین، مقاتله خواهیم نمود:

تا قیامت برم آن عهد که بستم با تو​​
تا نگویی که در آن روز وفاییت نبود


💬کتاب روضه کتابستان


-
کانال #فارس_پلاس:
t.me/joinchat/AAAAAD-0eOhwnRi51xzBzA

Comments

Be the first to add a comment