سوبارو که اصلا آمادگی شنیدن این حرف رو از امیلیا نداشت حسابی تعجب کرده بود.
امیلیا که صورتش از خجالت سرخ شده بود، گفت: «چی شده...؟ پشیمونی... از این که بوسم کردی...؟»
«نه امیلیا تان مسأله اصلا اون نیستش. راستش رو بخوای هزار بار دیگه هم بوست کنم، بازم دلم می‌خواد بوست کنم.»
امیلیا حتی از قبلش هم سرخ تر شده بود. سرخ سرخ عین لبو.
حرفی که سوبارو الان زده بود واقعا چیزی بود که دلش میخواست اما مسأله این بود که الان از نظر امیلیا این یعنی سوبارو هزارتا بچه‌ی دیگه هم می‌خواد... که البته نه که نخواد ها ولی الان وقت مناسب گفتن این حرف نبود... سوبارو باید سریع‌تر این سوء تفاهم رو جمعش می‌کرد...

#NovelVsAnime
#Fun
#Subaru
#Emilia
#AnimWorld
❄️ @AWReZERO ❄️

Comments

Be the first to add a comment