تو که دیشب بیدار نبودی درک نمیکنی چقدر باید از اسلام متنفر و چقدر باید به خون سپاهی و طرفداران جمهوری اسلامی تشنه باشی.
ساعت ۳:۱۵ اذان رو گفتن، ساعت ۵:۱۵ هوا روشن میشد و اگر اعدام نمیشدن حکم متوقف میشد.
مردم از ۲:۳۰ اومده بودن خیابون، شعار دادن، اشکآور خوردن، دستگیر شدن، گلوله ساچمهای خوردن ولی بازم ایستادن؛ نوپو رو اعزام کردن، با تیر جنگی به مردم شلیک کردن ۱ نفر کشته شد و حداقل ۳ نفر مجروح، بازم ایستادن تو کوچههای اطراف منتظر دیدن نور خورشید بودن تا شاید سه نفر بتونن ۲۴ ساعت بیشتر زنده بمونن، همون لحظه سپاهیه داشت به مادر پسری که قراربود اعدامش کنن با خنده میگفت «بلندتر گریه و ناله کن شاید بچهت صداتو بشنوه»
تا ۵ صبح مردم بودن فقط بیست دقیقه مونده بود تا یکم بیشتر زنده بمونن و همه داشتن امیدوار میشدن، تا یهو صدای الله اکبر نوچههای تاریکی رو شنیدن و سه چهار دقیقه بعد خبر دادن اعدام کردن.
@flith