گفتم:
با دستانِ خالی-
دیوانگی‌ست!
جنگیدن؛
گفت: می‌دانم
حاکمان هر وثیقه‌ ای...
برای استمرار خود-
و بقای سرمایه داری را دارند:
باتوم، دستبند، زندان
طناب‌هایی که دنبالِ گردن می‌گردند
بیمارستان‌هایی که آدم را آن‌قدر روانی می‌کنند
که به جای زندگی-
مرگ را ببوسی و به آغوش‌اش بروی؛
آری می‌دانم
دستان‌مان تهی‌ست
اما
انگشتانی داریم
که وقتی همدیگر را 
سخت در آغوش می‌گیرند و می‌بوسند
مشتِ محکم می‌شوند
سد های راه را-
می‌شکنند.

«فلزبان»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment