✳️ قیمت عادلانه چیست؟✍🏻 پل_مولر
استادیار اقتصاد در کالج سلطنتی منهتن
✅ امروزه اقتصاددانان کمی می پرسند که آیا قیمت عادلانه است یا نه. چون پیشرفت هایی که در اندیشه اقتصادی به دست آمده است باعث شده که این قبیل استدلال ها نامربوط یا غیر قابل بررسی باشند. البته برای بیشتر مردم، دغدغه قیمت های عادلانه همچنان باقی است، بخصوص قیمت های مربوط به مسکن و خدمات درمانی که خیلی ها فکر می کنند بطور ناعادلانه ای بالا هستند، و قیمت های نیروی کار که خیلی ها فکر می کنند به شکل ناعادلانه ای پائین هستند.
این مقاله مباحثات تاریخی در مورد این که چه چیزی قیمت را عادلانه می کند و این که چرا اقتصاددان ها به طور کلی دیگر چنین سوالی نمی پرسند را بررسی می کند. مطمئناً، در طول هزاران سال در این زمینه مطالب زیادی نوشته شده است. ما در اینجا فقط بخش کوچکی از مهم ترین مطالب مربوط به نظریه قیمت عادلانه را برجسته می کنیم؛ یعنی نظریات ارسطو و آکوئیناس، مدرسیان اسپانیایی سالامانکا، جان لاک و اتین کُندیاک.
✔️ ارسطو (قرن چهارم قبل از میلاد)
ارسطو در کتاب پنجم ، بخش پنجم اخلاق نیکوماخسی و در کتاب اول سیاسات، در مورد اقتصاد نوشته است. او در اینجا در مورد هدف مبادله، پول، و وام دادن بحث می کند. ارسطو استدلال می کند که ثروت، به مفهوم کالاهای مادی، به شکوفایی زندگی کمک می کند اما مالجویی نه. هنر اکتساب به معنی به دست آوردن کالاهای مادی برای تامین منفعت خانواده است اما هنر ثروت اندوزی به معنی افزایش ثروت مالی شخص برای خودش است. اولی ضروری و قابل احترام است اما آخری «غیرطبیعی» و «شیوه ای است که در آن انسان ها از یکدیگر می گیرند».
ارسطو مبادله عادلانه را به مفهوم کسب برابر یا منصفانه توصیف می کند:
آشکار است که کنش عادلانه حد وسط بین ناعادلانه عمل کردن و مورد بی عدالتی قرار گرفتن است؛ تعادل، چیزی مابین زیادی داشتن یکی و خیلی کم داشتن دیگری است. عدالت چنین معنایی دارد…. مرد عادل… بین خودش و دیگری یا بین دو شخص دیگر طوری توزیع می کند که از چیزی که توزیع می شود نه برای خودش زیادی بردارد و به همسایه اش کمتر بدهد (و نه برعکس به شکلی که زیان کند)، بلکه بطور برابر و منطبق بر تناسب توزیع کند؛ و در توزیع بین دو شخص دیگر نیز باید به همین شکل عمل کند.
یک مثال می تواند روشن کند که چرا برای ارسطو، یکی از این هنرها عادلانه است و دیگری ناعادلانه. فرض کنید که شما یک باغ زیتون دارید. زمین شما بیش از حد نیاز شما و خانوادهتان زیتون تولید می کند. اما برای پخت نان به جو نیاز دارید. هنر اکتساب یعنی مبادله زیتون های شما با جو. ارسطو درک می کند که مبادله مستقیم (پایاپای) ممکن است دشوار باشد، و شما ممکن است زیتون هایتان را در ازای پول بفروشید و سپس از آن پول برای خرید جو استفاده کنید. این کار به نتیجه ای مشابه ختم می شود، که همان مبادله مازاد زیتون شما با جو است، به شکلی آسان تر.
این کنش عادلانه است چراکه شما کالاهایی با ارزش مشابه مبادله کرده اید و اینجا نوعی برابری یا انصاف در مبادله وجود دارد. گیریم که شما یک سبد زیتون را به ۲۰ دلار فروختید و از آن ۲۰ دلار برای خرید دو سبد جو استفاده کردید. از نظر مبادله زیتون های شما ۲۰ دلار می ارزیدند و جو ۲۰ دلار می ارزید. بطور قطع کالاهایی با ارزش مشابه را با استفاده از پول به عنوان واسطه ای خنثی مبادله کرده اید.
اندوختن پول از طریق هنر مال اندوزی در نقطه مقابل قرار دارد. این هنر معمولا مربوط به خرده فروشی است. بجای شروع کردن با یک کالای مبادله ای، شما باید با سرمایه شروع کنید مثلا با ۲۰ دلار. شما از ۲۰ دلار برای خرید یک جفت کفش از شهر همسایه استفاده می کنید . سپس آن کفش ها را در شهر خودتان به ۳۰ دلار می فروشید. با کسب سود ۱۰ دلار، شما ناعادلانه رفتار کرده اید. احتمالا، آن کفش ها وقتی شما آن ها را خریدید ۲۰ دلار می ارزیده است، با این حال شما آن ها را ۳۰ دلار فروختید یعنی سود شما به هزینه زیان کسی که آن ها را از شما خریده به دست آمده است.
ارسطو می گوید نوعی سود یا منفعت وجود دارد که باید بین خریدار و فروشنده «توزیع» شود. عدالت به معنی یافتن روشی منصفانه یا متساوی برای تقسیم این فایده است. پس راهنماهای مبادله عادلانه، قیمت های بازار هستند که بازتابی از عرضه و تقاضا برای کالاها بوده و آن ها را متناسب می سازد. این ایده که ارزش گذاری کالاها توسط مردم و درنتیجه منفعت آن ها از مبادله کاملا ذهنی بوده است، از نظر ارسطو و پیروانش تا دوره قرون وسطی پنهان مانده بود.
لينك مطلب؛
https://www.boomrang.org/what-is-just-price/كانال قواعدبازی