.
'زمانه از جا در رفته (out of joint) است. آه چه رنج و شکنجه‌ای که من برای آن زاده شدم تا آن را باز برجا نهم.'

هملت بعد از صحبت با شبح و درخواست انتقامش و با خبر شدن از آنچه که گذشته و در جریان است از زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کند می‌نالد و می‌گوید: «the time is out of joint». از این عبارت ترجمه‌های متفاوتی شده:
زمانه‌ای که از مدار خود به در گشته
زمانه‌ای که از مدار گسسته
زمان بی لولا و مفصل، روزگار خراب، بد آهنگ و شوم...
هملت به این می‌اندیشد که چرا باید من در میانه چنین نزاعی قرار گیرم. چرا باید در چنین دور و زمانه‌ای به جهان آمده باشم و مسئول بهبود آن!؟
این سوالی است که هر انسانی احتمالا یک بار از خود خواهد پرسید زیرا که هر یک از ما در هر زمانه‌ای قهرمان ناخواسته تراژدی خواهیم شد.
تراژدی یونانی داستان سرنوشت محتوم است، قهرمانی که از درونش خبر نداریم ولی از آنچه بر او می‌گذرد آگاهیم. خواندنش و تماشایش حزن و اندوه در ما ایجاد می‌کند و لذت و آگاهی پنهان. از ادیپ تا آنتیگونه و مده‌آ... قهرمان داستان در میان زندگی و نزاعی ناخواسته از سرنوشت پیش تعیین شده خود با خبر می‌شود و تلاش می‌کند با آن زندگی کند یا بجنگد. بر اساس آنچه که پیش از تولد شکل گرفته: یا خود را مسئول می‌داند یا آزاد و رها از هر مسئولیتی.
آنچه که امروزه علم و تاریخ پیش پای ما گذاشته انسانی است محتوم به بدن، نژاد، خانواده، جعرافیا ، تاریخ، و همه آنچه پدید آمده حاصل اتفاقی است بی معنا. در این مجموعه حوادث بی معنی ممکن است انسان وسط نزاعی تراژیک زاده شود و در چنین عصری عمرش به پایان برسد به همین سادگی.

اما آنچه که پیش از تولد ما پدید آمده و موجب وضعیت امروز ما شده و ما را به انچه هستیم محتوم کرده حسی از انکار آزادی به انسان می‌دهد، عدم آزادی که رهابخش است؛ انسان بی‌اراده، مسئولیتی ندارد پس گناهی هم مرتکب نشده و احتیاجی هم به راه رستگاری ندارد چون در بهشت خود زیست می‌کند.

در تراژدی مدرن مثل هملت و مکبث، آگاهی و سوبژکتیوته به شخصیت اضافه می‌شود( تا رمان امروز) و مسئولیت فرد و آگاهیش نسبت به خود و جهان محصولی جز رنج ندارد.
برای ما و هملت و شاید جنگجویان کنگو و نیکاراگوئه و خمرها و دانشجویان کره و نوجوانان هنگ‌کنگی و....حضور در چنین زمانه‌'از جا در رفته‌ای' پر از کشتار و جنگ،حسی از حزن و اندوه بر جا می‌گذارد.
صبحگاه که از خواب برمی‌خیزیم و پا به خیابان می‌گذاریم، با آسمانی تیره و تار همراه ابرهای سیاه در حرکت،به زیستن ادامه می‌دهیم با اندوه و حزن از آسمانی که در اختیارمان نیست.
#مهدی_فاتحی

Comments

Be the first to add a comment