این دو تصویر، پوسترهای دو مجلس عزاداریاند که بانی هرکدام، یکی از سران قوای فعلی کشور است: مجلس نخست که در دههی اول بود در دفتر سیدابراهیم رییسی برگزار شد (پوستر چپ) و مجلس دوم که امشب به پایان میرسد، به دعوت محمدباقر قالیباف در سرچشمه برگزار شده (پوستر راست).
برگزاری مراسم عزاداری با حضور رؤسای قوای مجریه و مقننه مسبوق به سابقه است و در ادوار قبل نیز بهعنوان بخشی از تشریفات مناسبتی و سازمانی دو نهاد ریاستجمهوری و مجلس شورا برپا میشد. با چند تفاوت: اول: هم عزاداری نهاد ریاست جمهوری و هم عزاداری مجلس، بهصورت محدود و سازمانی (با حضور رییس جمهور، اعضای هیئت دولت و کارکنان نهاد ریاست جمهوری یا رییس، نمایندگان و کارمندان مجلس) برگزار میشد و حضور در آنها عمومی نبود؛ لذا اطلاعرسانی و تبلیغات هم نداشتند؛ دوم: هر دو مجلس، جمعوجور و مختصر بودند؛ از جنس مجالسی که در ادارات و سازمانهای دولتی در مناسبتها برگزار میشوند؛ سوم: مجالس منسوب به سازمان بودند نه شخص رییس قوه؛ چهارم: بهطور معمول در آنها وعاظ و مداحان سنتی یا نهچندان مشهور اجرای برنامه داشتند. اما مجالسی که امسال رؤسای دو قوهی مذکور برگزار کردند، برخلاف روال پیشین بود. هم عمومی بودند و بهتبع تبلیغات و اطلاعرسانی داشتند؛ هم مفصل و کامل مشابه مجالس عزاداری معمول (نه سازمانی و تشریفاتی) برگزار شدند؛ هم منسوب به شخص دو رییس قوه بودند؛ و هم در آنها منبریان و مداحان مشهور و رسانهای (سلبریتی) اجرای برنامه کردند. در روضهی رییسی، سعدی (رییس دانشگاه امام صادق) منبر رفت و محمود کریمی مداحی کرد. و سخنرانان روضهی قالیباف، سیدحسین مؤمنی، مصطفی کرمی و علی سعیدیان بودند و فهرستی از مداحان مشهور و رسانهای هم در آن مداحی کردند: عبدالرضا هلالی، محمدرضا طاهری، امیر کرمانشاهی و... .
تفاوت دیگر آن است که این دو مجلس درواقع امتداد مجالسیاند که رییسی و قالیباف قبل از سمت جدیدشان داشتند. روضهی دفتر رییسی از میانهی دورهی ریاستش بر قوهی قضاییه راهاندازی شد (همان زمان دربارهی دلالتهای سیاسیاش نوشتم) و مجلس منسوب به قالیباف هم با نام «هیئت آل یاسین» از دورهی شهرداری وی برپا میشود. به این اضافه کنید که در هیچیک از مقاطع قبلی، رییس جمهور و رییس مجلس همزمان ایناندازه با جامعهی هیئتی قرابت نداشتند. هیچکدام رؤسای جمهور قبلی (هاشمی، خاتمی، احمدینژاد و روحانی) به اندازهی رییسی ـ اصطلاحاً ـ «هیئتی» نبودند. هاشمی قبل از انقلاب جزو اهل منبر بود، اما بعد از انقلاب و تصدی مسئولیتهای ردهبالا دیگر جزو این صنف محسوب نمیشد (گرچه گاهی سخنرانیهای مذهبی در مجالس رسمی داشت.) خاتمی هم چه قبل و چه بعد از انقلاب وجههی سخنران مذهبی نداشت. روحانی بیش از آن دو خطیب محسوب میشد و در سالهای پس از انقلاب هم تا دههی 1370 در هیئتهای سیاسی منبر میرفت. منتها رفتهرفته از شمار این منبرها کاسته شد. احمدینژاد هم گرچه در دورهی اول ریاستجمهوری رابطهی نزدیکی با گروهی از مداحان ذینفوذ تهران داشته و در جامعهی مذهبی و هیئتی محبوبیت بالایی داشت، اما این ارتباط بیشتر برپایهی منافع مشترک سیاسی بود و برای همین در دورهی دوم تحلیل رفت و حتی به تقابل مبدل شد. ولی شرایط رییسی با همهی اسلافش متفاوت است. او در تمام سالهای پس از انقلاب جزو منبریان هیئتهای سیاسی (مشخصاً «هیئت رزمندگان اسلام») بوده است. حتی امسال و در جایگاه رییسجمهوری هم یک شب در مجلس محمود کریمی منبر رفت. قالیباف هم گرچه خود منبری یا مداح نیست، اما در دورهی شهرداری ارتباطات خوبی با بخشی از بدنهی مداحان پایتخت برقرار کرد و بانی راهاندازی «خانه مداحان» در عمارت فخرالدوله شد و متقابلاً گروهی از مداحان نیز در انتخابات از وی حمایت کردند. درهرحال او نیز در مقایسه با اسلافش (لاریجانی، حدادعادل و کروبی) در بدنهی مداحان و اهل منبر نفوذ بیشتری دارد و «هیئتی»تر است.
بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاستجمهوری نوشتم که وارد مقطع تازهای از جمهوری اسلامی شدهایم که میتوان نامش را گذاشت «شهریاری مقدس». دورهای که یکی از ویژگیهای این دورهی جدید، رونقیابی ادبیات «هیئتی» و آمیزش زبان سیاسی و زبان مذهبی در گفتار رسمی نظام و مسئولان کشور است. همان که در مذاکرات روزهای اخیر مجلس و بررسی صلاحیتها نیز در نطق نمایندگان و دولتمردان کاملاً مشهود بود و از این به بعد شاهد رواج بیشتر آن خواهیم بود. در دورهی جدید، رقابت مذهبی مسئولان و مدیران کشور بالا خواهد گرفت و بر شمار نمایشهای مذهبی و اظهار تدینهای رسانهای افزوده خواهد شد. و مناسک و آیینهای مذهبی میدان اصلی این رقابت است.