به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید.
- دل من گرفته زینجا،
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
- همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم...
-به کجا چنین شتابان؟
-به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم...
-سفرت به خیر اما، تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها، به باران،
برسان سلام ما را.
«شفیعی کدکنی»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing