در نقد پوپولیسم به سبک علی کریمی
🖌مجتبی نجفی
دوستان نزدیکم میدانند که انتقاد من به رفتار علی کریمی به قبل از جنبش زن، زندگی و آزادی برمیگردد. از همان پستهای اینستاگرامی اش گفتم محتوای شعارهای پشت وانتی از پستهای او بهتر است. کریمی اما تا زمانی که در دل استبداد حرف حق میزد محترم بود. در خارج از کشور پیشبینی کردم در مسیر اشتباهی خواهد افتاد. متاسفانه شد آنچه نباید میشد: انحراف مسیر یک سلبریتی تاثیرگذار از حامی مدنی یک جنبش به حامی اصلی یگ گرایش سیاسی که میل به بازگشت به گذشته دارد. مساله من با شخص کریمی نیست با جریانی است که استبداد را با استبداد مقایسه میکند. این مقایسه از نظرم انحرافی است. چون صورت مساله فاجعه بار است.
در تاریخمان قدرت مطلقه دمار از روزگارمان در آورده. مشروطیت را تعطیل، پارلمان را تشریفاتی و نقش شهروند منتقد شکاک جستجوگر را نابود کرده. پس اگر سودای توسعه متوازن و چند بعدی است مقایسه این استبداد با استبداد قدیم افتادن در یک دور باطل گرفتاری در بحران است. دموکراسی رو به آینده دارد و وضعیت ایران هم به گونه ای است که بدون یک نظام دموکراتیک که همه تکثر جامعه ایرانی را حول محور یک هدف واحد یعنی ساختن ایرانی مدنی و شهرونمدار، بسیج کند، از توسعه متوازن خبری نخواهد بود. وقتی این دید را نسبت به آینده دارم، تمام نظامهای فعلی و گذشته نه راه حل که خودشان مساله میشوند. چرا که دیکتاتوری به عنوان امّ البحرانها خود مولد فساد است. فساد هم در نظرم فقط اقتصادی نیست؛ اقتدارگرایی در قدرت خود مصداقی از فساد است. در نتیجه هر گونه تبلیغ به گذشته مساله زا را مصداق ارتجاع میدانم و نگاه به آینده دموکراتیک را مصداق پیشرفت گرایی میدانم.
از این نظر علی کریمی بد بازی میکند. او عملا در خدمت ارتجاع است. تاریخ را تحریف میکند و مردم را به خاطر گذشته ای ندامت میکند که یکی از تقصیرکاران اصلی اش همان بود که گفت صدای انقلابتان را شنیدم و اشتباه کردم. حالا علی کریمی ابزار جریان رسانه ای شده که میخواهد به جای نشان دادن آینده دموکراتیک، گذشته ارتجاعی را رنگ کند و به مخاطب خسته از فشار استبداد بفروشد.
احتمالا عده ای بگویند مساله شما با شاه سابق است؟ نه. برای من شاه تاریخی شده. ضررها و خدماتی داشته. مساله اساسی دروغ یا جهل است که مماشات در برابر اینها به بازتولید استبداد منجر خواهد شد. مساله اساسی برچیده شدن هر شکلی از استبداد در این سرزمین است؛ شیخی یا شاهی؟ فرقی ندارد؛استبداد علیه توسعه دموکراتیک است و ما برای رسیدن به توسعه باید رویای آینده دموکراتیک را داشته باشیم نه گذشته ارتجاعی را.
حالا شاید یکی بگوید آن نظام قبلی در مقایسه فعلی فلان بود و بمان. درباره صورت مساله حرف میزنم. شما بدون صورت مساله درست توان حل مساله را نخواهید داشت. علی کریمی ها هم یک مشکل اساسی دارند؛ آنها قادر به تشخیص مساله نیستند و در دام پوپولیسمی گرفتار شده اند که برای ذهنهای خسته و تنبل کار میکند. پوپولیسمی که اول میگوید این استبداد چقدر خوبتر از آن استبداد است؛ بعد پیشروی میکند و سلطنت مشروطه را به جای سلطنت مطلقه میفروشد. علی کریمی ها به جای کنکاش پژوهشگرانه، اسیر یک تصویر تک بعدی از گذشته میشوند. در حالی که آینده دموکراتیک را باید با نفی کامل گذشته استبدادی ساخت. بدون این رویا و بدون رهایی ذهنی از سنت استبدادی ما به توسعه دموکراتیک نخواهیم رسید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing