سلام، مراتب سپاس خود را از شما بابت حفظ منافع ملی و تلاش در جهت رفع تحریم ها که به صورت موفقیت آمیزی به برجام منجر شد را می ستاییم. همچنین تلاش های مجدد شما در جهت احیای برجام بعد از فسخ یک طرفه آن توسط امریکا و مصوبه محدود کننده ی مجلس را از یاد نخواهیم برد. کارشکنی های داخلی و محدودیت های ساختاری و نهادی شما در خاطرمان خواهد ماند از جمله مصوبه مجلس اقلیتِ به اصطلاح انقلابی با آن رییسش که هنوز به اتهام های بسیار زیادش رسیدگی نشده است و احتمالا هرگز نخواهد شد. اتهاماتی که وظیفه ی رییس قوه قضاییه سابق و منصوب شده به جمهور فعلی بود که به آن ها رسیدگی کند و نکرد. شما را دیپلماتی کارکشته و از معدود وزرای مجرب بعد از انقلاب می دانم و تسلط و اعتماد بنفس شما را در امور بین الملل و زبان انگلیسی می ستایم. این که منتقدان شما می گویند اگر برجام توافقی بود که خوب نوشته شده بود امریکا نمی توانست از آن خارج شود را هم نمی پذیریم. به چند دلیل: این که خطبه های طولانی فرسایشی نخواندید جای تقدیر دارد. کارشکنی های داخلی تاثیر گذار بود که خود داستانی پرپیچ و خم است و متعصبین و دروغگویان شما را تحت فشار گذاشتند و برخی سعی کردند کشور ما را جنگ طلب و به دنبال محو این و آن نشان دهند که در نظام روابط بین الملل همه ی این ها به هم مرتبط است اما اکثر اینان سواد آن را ندارند. متاسفانه نظام سلطه جهانی به گونه ای ست که هر طور دیگری هم توافق بسته می شد امریکا می توانست یک طرفه آن را بر هم بزند. به خاطر این که برجام با توجه به منابع و قدرت ما توافق خوبی بود و منافع ما را تامین می کرد ترامپ از آن خارج شد. اگر به نفع او بود این کار را نمی کرد. نظام به وجود شما نیاز داشت تا از مخصمصه ی شدیدی که گرفتار شده بود به در آید. برجام توافقی موفقیت آمیز بود که در طول اجرا باعث کاهش قابل ملاحظه ی نرخ تورم و رونق اقتصادی و بیکارشدن کاسبان تحریم گشت. شما را دکتری واقعی و نه از نوع شش کلاس سواد و معادل ساز و حوزوی و یک شبه می دانیم. از برخی سخنان شما با وجود محدودیت هایی که داشتید نیز انتقادهایی داریم. این که در یک نظام همه سر و ته یک کرباس هستند را نمی پذیریم و تجربه تاریخی خلاف آن را نشان داده است مانند امیرکبیر در حکومت ناصرالدین شاه و دکتر محمد مصدق در زمان حکومت پهلوی دوم، اگر چه این افراد بسیار اندک هستند. نظارت استصوابی شورای نگهبان که از حتی یک سال قبل منصوب فعلی را مشخص کرده بود آن چنان حتی از نامزدی احتمالی شما به هراس افتاده بود که مخالفانتان فایل صوتی منتشر شده را به عنوان سلاحی علیه شما به کار گرفتند. اما به نظر اینجانب در آن فایل صوتی مطالب بسیار خوبی را مطرح کردید که در نهایت به نفع شما تمام شد. عذرخواهی هوشمندانه شما را بابت انتشار برخی مطالب گفته شده و نه محتوای آن ها که در آن فایل بود را نیز می ستاییم ( اگرچه بدون هیچ عذرخواهی بهتر هم می بود)، محدودیت هایتان را درک می کنیم و حتی گفتن این که در برخی جاها به خاطر منافع ملی مجبور بودید عقیده خود را بازگو ننمایید را ارج می نهیم و شرایط ساختاری نهادی را می توانیم در نظر بگیریم. در چند مورد ویژه نیز قدردان شما هستیم: 1. افشای نقش توطئه گرانه ی روسیه. شعار ما نه شرقی نه غربی بوده است ولی اصلا به آن عمل نکرده ایم. به دامان شرق پناه برده ایم و غرب ستیز و نه از غرب آزاد، گشته ایم. وابستگی از هر نوع بد است. شجاعت شما را در افشاگری توطئه های روسیه ارج می نهم. 2. از دخالت نظامیان در امور خارجه گفتید. از مداخله میدان در دیپلماسی سخن گفتید. برخی ها حرف شما را درک نکردند و برخی درک کردند و خود را به نفهمیدن زدند. واقعیتی بود که خیلی ها می دانستند اما بیانش از جانب وزیر امور خارجه بسیار مهم و افشاگرانه بود. 3. گفتید که سیاست های وزارت خارجه را وزیر خارجه تعیین نمی کند. ما هم می دانستیم اما گفتن آن توسط شما را تحسین می کنم که جهت یادآوری بود و توجه ما را به مورد مهمی دوباره جلب کرد: سیاست دوگانه، وقتی مواردی موفق می شود به نام بالادستی ها تمام می شود و وقتی به شکست می انجامد به گردن پایین دستی ها می اندازند. 4. افشاگری هایی که در مورد خرید و واردات واکسن نمودید نیز بسیار روشن گرانه و قابل تامل بود. سپاس از شما. از خداوند متعال خواهان توفیق شما در ادامه راه زندگیتان هستم و شما را وطن پرست و دیپلماتی کارکشته می دانم. باید واقعیات را گفت و از منافذ اندک موجود استفاده کرد و قدردانی ها را نیز در کنار شکایت ها و اعتراض ها بیان نمود.
من قبل از انقلاب به آمریکا آمدم ولی دورادور در جریان شرایط ایران بوده و هستم. در کارنامه هر سیاستمداری در هر گوشه دنیا هم نکات مثبت هست و هم منفی و اصولآکارنامه هر سیاستمدار بر اساس اشتباهات ساده ویا عمده (یعنی اشتباهاتی که در سطح آن سیاستمدار نمی باید اتفاق می افتاد) و بالاخره خیانت بررسی میشود. بنابراین نظر شما در سطح همان کسی است که طرفدار مخالف دکتر است چون مطالب مختالف را یکطرفه و بدون تحلیل بررسی درست با معیارهای مردم فریبی مطرح کرده اید. ابه نظر میرسد که این کانال قبل از اینکه حان آگه ویا فرهیخته باشد، یک سایت یک جانبه درجهت دودستگی مردمردم نه اعتلا و ارتقا شعور سیاسی مردم مطرح میکند
Ali
گناه لیبنتروپ آن نبود که پیگیر "منافعآلمان" بود، وزرای خارجه پیشوپس از جنگ آلمان هم همینکار را میکردند و میکنند. گناه لیبنتروپ در نشستوبرخاستاش با مولوتوفِ گماشته استالین و بندوبست با او هم نبود.
گناه لیبنتروپ در گماشته هیتلر بودناش بود. گناه او در این بود که او یک "نازی" بیشرم و بیاخلاق بود. گناه لیبنتروپ درآن بود که سخنگوی جنایتپیشگانی شد که نه به ملت آلمان رحمی روا داشتند و نه به هیچ ملت دیگری. گناه لیبنتروپ در آن دروغ و سالوس مطلقا بیاخلاق بود که همه کارنامه حرفهایاش شد. لیبنتروپ یک نیهیلیست تمامعیار بود!
محمدجواد ظریف را با هیچ وزیرخارجه "متعارف"ای در جهان نمیتوان مقایسه کرد. ظریف را با لبینتروپ و مولوتف باید مقایسه نمود؛ وزیر خارجهای توانمند و دانا و بیشرم که خود را به دشمنان "انسان" و هرچه نیکی است فروخت!
اگر یک نکته رخشان(در میزان شرافت و اخلاق) بتوان در کارنامه محمدجوادظریف یافت، همان مصاحبه تفصیلیِ آخر کارش بود، که از آن نیز عذرخواست و اینچنین خودش را از اعتباری که آن "صداقت" میتوانست برایش به ارمغان آورد، محروم نمود.
یک وزیر آبروباخته و "سنگاستنجای شیطان شده" را چه زَهره، و چه مایه بیشرمی باید که دَم از "رستخیز ناگهان" و "رحمتبیمنتهای" مولانای صافی و شوریده سر زند! بجای این، محمدجواد ظریف باهوشتر آن است که نداند مصداق آن "برعکس" عطار شدست، که "او بُدی بینایِ من، من کورِ خویش"! همه ایرانیان بر فضاحتِ نوکریِ جباراناش آگاهاند، و او اینچنین مفتضح، همچنان درپی دلبریست...!
با فقیری گفت روزی یک خَسی که تورا اینجا نمیداند کسی گفت او گر مینداند عامیام خویش را من نیک میدانم کیام وای اگر برعکس بودی درد و ریش او بُدی بینایِ من، من کورِ خویش! 👇👇👇
بنابراین نظر شما در سطح همان کسی است که طرفدار مخالف دکتر است چون مطالب مختالف را یکطرفه و بدون تحلیل بررسی درست با معیارهای مردم فریبی مطرح کرده اید. ابه نظر میرسد که این کانال قبل از اینکه حان آگه ویا فرهیخته باشد، یک سایت یک جانبه درجهت دودستگی مردمردم نه اعتلا و ارتقا شعور سیاسی مردم مطرح میکند
گناه لیبنتروپ در نشستوبرخاستاش با مولوتوفِ گماشته استالین و بندوبست با او هم نبود.
گناه لیبنتروپ در گماشته هیتلر بودناش بود. گناه او در این بود که او یک "نازی" بیشرم و بیاخلاق بود. گناه لیبنتروپ درآن بود که سخنگوی جنایتپیشگانی شد که نه به ملت آلمان رحمی روا داشتند و نه به هیچ ملت دیگری. گناه لیبنتروپ در آن دروغ و سالوس مطلقا بیاخلاق بود که همه کارنامه حرفهایاش شد. لیبنتروپ یک نیهیلیست تمامعیار بود!
محمدجواد ظریف را با هیچ وزیرخارجه "متعارف"ای در جهان نمیتوان مقایسه کرد. ظریف را با لبینتروپ و مولوتف باید مقایسه نمود؛ وزیر خارجهای توانمند و دانا و بیشرم که خود را به دشمنان "انسان" و هرچه نیکی است فروخت!
اگر یک نکته رخشان(در میزان شرافت و اخلاق) بتوان در کارنامه محمدجوادظریف یافت، همان مصاحبه تفصیلیِ آخر کارش بود، که از آن نیز عذرخواست و اینچنین خودش را از اعتباری که آن "صداقت" میتوانست برایش به ارمغان آورد، محروم نمود.
یک وزیر آبروباخته و "سنگاستنجای شیطان شده" را چه زَهره، و چه مایه بیشرمی باید که دَم از "رستخیز ناگهان" و "رحمتبیمنتهای" مولانای صافی و شوریده سر زند!
بجای این، محمدجواد ظریف باهوشتر آن است که نداند مصداق آن "برعکس" عطار شدست، که "او بُدی بینایِ من، من کورِ خویش"! همه ایرانیان بر فضاحتِ نوکریِ جباراناش آگاهاند، و او اینچنین مفتضح، همچنان درپی دلبریست...!
با فقیری گفت روزی یک خَسی
که تورا اینجا نمیداند کسی
گفت او گر مینداند عامیام
خویش را من نیک میدانم کیام
وای اگر برعکس بودی درد و ریش
او بُدی بینایِ من، من کورِ خویش!
👇👇👇