زنجیر عدل و سگ ها

سگ را
تنها برای گدایان و یاغی ها می‌بندند
زیرا که بوی ارباب ها همیشه یکی است
و آشنا
از پلکان مداین فرود می‌آیم

نانی نخواسته بودم
تنها فروغ فسفری عدل
فراز سر در ایوان
چشمان زودباورم را
فریفته بود
و بر کنار دجله
آرام و تلخکام قدم می‌زنم
تنها الاغ های فرتوت تن به سلسله‌ی عدل می‌سایند
تا خارش جرب را لختی فرو نشانند
و آنگاه
کنج طويله ای و بافه قصیلی
روح فقیر آن‌ها را کافی است

سگ را
تنها برای گدایان و یاغی ها
از بند می‌گشایند!
وقتی که سنگ را البته بسته باشند
زیرا که بوی ارباب ها و الاغ ها همیشه یکی است
و آشنای مشام سگ!

منوچهر آتشی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment