مامان میشنوی؟ (تقصیر ویرجینیا وولف لعنتی بود!)
نوشته: ندا حیدری
تصویرگر: نگین  پهلوانی
نشر :ایران‌بان
گروه سنی: +۱۳
امتیاز کتابستان : ۵ از ۵ ستاره
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

بهار دختری است متولد بهار در ایران. مادری شاعر و نویسنده دارد و در آستانه‌ی نوروز طبق قول و قراری که با مادر دارد نباید به کار یگدیگر کاری داشته باشند.
مادر تعطیلات نوروز را به سواحل جنوبی ایران در بوشهر می‌رود تا داستان لاله را بنویسد. بهار هم به سراغ ساز دف‌اش می‌رود، سازی که آن را زاگرس نامیده و داستانی شگفت‌انگیز با خود دارد.
بهار و مادرش در آپارتمان پدربزرگ و مامان‌گل زندگی می‌کنند و حالا او در تنهایی و هم‌جواری با آنها می‌خواهد حلقه‌های ریخته دف‌اش زاگرس را لحیم‌کاری کند و به تمرین خود در این تنهایی ادامه دهد.
برای تعمیر ساز سراغ هومان می‌رود و با همسایه عجیب او پیرزنی مرموز آشنا می‌شود...

#مفاهیم_اصلی

تنهایی، افسردگی، شیدایی، هنر، ایران، مادر

#تکنیکهای_کاربردی

همدلی مشفقانه، شنیدن فعال، مواجهه کنشگرانه، روابط انسانی پایدار، طبیعت نگری، تیمارگری

ندا حیدری در پس یک روایت پر تعلیق و کشش وارد دنیای مادری افسرده با دختری نوجوان می‌شود. رابطه‌ای پر از گره، ابهام و سکوت.
برای رهایی‌بخشی چتری می‌سازد از حمایت‌گری هموطنان در دل طبیعت ایران، از میهمان‌نوازی و هنر در اعماق سنتها و روایتهای کوهستان زاگرس و خلیج فارس و دست خواننده را می‌گیرد در لحظه لحظه ذهن و حضور افسردگی و شیدایی مادر و ترسهای دختر با خود می‌کشد تا کمی نزدیک‌تر، خیلی نزدیک‌تر بدانیم دوقطبی شیدا و افسرده چیست و چقدر رابطه زندگی و مرگ در لحظات این افراد به مویی بند است.
حرف زدن از هیولای افسردگی سخت است و گنجاندن این دیو در چراغ جادویی روایت‌گری زنانه و مادرانه سخت‌تر. اما ندا حیدری به خوبی از پس ان برآمده، چراغ را در دل تاریکی روشن نموده و راه افتاده و همه قدرتها را فرا خوانده تا بگوید از دردها، ترس‌ها، التهاب و آرزوهای نیمه تمام و امیدهای در لحظه یک مادر ایرانی چه می‌دانی؟

این اثر تمرین همدلی مشفقانه است. زمانی به دستم رسید که در پاییز ۰۴ درگیر دادگاه اتهامات سیاسی‌ام بودم. شکوفه صمدی تعدادی کتاب از نشر ایران بان فرستاد. برای من پیام روشنی داشت «دوستانت به یادت هستند، کتابها را بخوان و محکم بایست»، خواندم  و محکم ایستادم چون زیر پایم خاک ایران بود و در سرم هوای  دوستان همراه. هنوز لوازم الکترونیک و دسترسی به صفحات و سایتم را نداشتم و کتاب را یک نفس بدون زمین گذاشتن خواندم و یدداشتهایم از آن را در دفتری نوشتم. برای من پر بود از نشانه روابط انسانی فاعلانه، مراقبتی و واقعی. هم اثر و هم ارسال به موقع آن.

دنیای نوجوانی پر از فراز و نشیب است به طور ویژه با خانواده و والدین. می‌تواند آغازی باشد برای تشخیص سیمپتومهای افسردگی. کتاب «مامان می شنوی؟» با تمرکز بر رابطه مادر و دختر این نشانگان را به نوجوانان نشان می‌دهد که بدانند اراده و انتخاب در بسیاری از موقعیتهایشان با والدین موضوعیت ندارد و اجبار می‌تواند ذهنی، روانی و فیزیکی بر انها سایه بیاندازد. رنجها، خودخواسته نیستند و راه‌های برون رفت می‌توانند اندک و کم سو باشند.

پیشنهاد میکنم این کتاب را با نوجوانان بلندخوانی کنید و درباره موقعیتهای بهار و چالشهایش به گفتگو بنشینید، بسیاری از نوجوانان ما بهار و مادرش را در زندگی خود می‌شناسند.

امتیاز من به ایده و پرداخت روان و نجیب اثر، نشر و کیفیت خوب کتاب ۵ ستاره درخشان است.
http://rlu.ru/5gUDa
سحر سلطانی

Comments

Be the first to add a comment