بجز پهنههایی پُر از دود و آتش
بجز سیل کشتار و بیماری و خون
بجز نالههایی پُر از خشم و نفرت
بجز دوزخی واژگون و دگرگون
بجز تندبادی که آهسته خوانَد
سرود غم خویش در گوش هامون
بجز انتقامی چنین تلخ و نارس
بگو با من ای دل، چه ماندست با کَس؟
«نادر نادرپور»
@designmanufacturing