حکيم ميرزا عبد الصبور خويي معروف به #حکيم_قبُلي، متولد خوی و ساکن تبريز وي مردي دانشمند بود که در پایان حکومت دنبلي ها خوي را رها کرده و در تبريز اقامت نمود و براي تحصيل به اصفهان مسافرت و بعد از اتمام تحصيلات به تبريز بازگشت و بعدها به تهران منتقل شد. به نظر میرسد وي در طب از دکتر کورميک و حاجي بابا بهره برده باشد. وي در دوران تحصيلاتش به مرض شقاقلوس مبتلا شد و پايش را بريدند و به جاي آن، پاي چوبين گذاشتند که با چکمه پوشيده شده بود؛ و چون اين پاي چرمين را در ترکي آذربايجاني قوبول مینامند، بدين لقب معروف بوده است. ذکر اينکه وي شخصي بود قلياني و دستگاه چاق کن قليان را قُبُل منقل گويند و به هر جا که میرفت اين دستگاه را با خود میبرد و علم طب را هم آشنا بود و لذا به او حکيم قبلي میگفتند منبع موثقي ندارد. وي از اطباي مخصوص محمد شاه و ناصرالدين شاه و از ندماي خاص اين دو شاه بود از اين دانشمند و شاعر و طبيب خويي چندين تألیف در طب به يادگار مانده است: تعليم نامه در عمل آبله زدن ترجمه و تصنيع حکيم خويي به فارسي است و در واقع اولين کتاب پزشکي چاپي در ايران است. برخي کتاب را ترجمه کتاب کارمک طبيب انگليس میدانند. وي چنانچه از محتواي کتاب بر میآید حکيم اين کتاب را از منابع مختلف از جمله تقريرات کورميک جمع آوري و مشاهدات خود را نيز بدان افزوده است. اين کتاب به دستور عباس ميرزا در چاپخانه علي بن حاج محمد حسين تبريزي به چاپ رسيد. مجمع الحکمتين وجامع الطبين؛ به نام محمد شاه قاجار جمع آوري شده و در پزشکی بر پایهی ايراني و فرهنگی نوشته شده است. به نظر میرسد وي کتاب را از زمان عباس ميرزا آغاز کرده و اغلب ترجمه هاي متون غربي را در بر دارد و در بر دارنده مباحث عديده اي در شناخت بیماریها و معالجهی آنها در 650 صفحه است. انوار ناصريه؛ شامل تصوير و تشریح اشکال اعضاء و معالجات و طب جديد که به دستور ناصرالدين شاه به چاپ رسيد. اين کتاب دارای چند بخش تهيه شده و بخشهای آن عبارتند از: کتاب اول در تشريح و مصور با صور و اشکال تشريحيه، بخش دوم بحث در امور طبيعي طب جديد است که آن را قراباذین طب جديد ناميده است، بخش سوم در معالجات. در پست ورق اول نام مؤلف با عنوان ميرزا محمد حکیمباشی کل حکماي ايران آمده و کتاب به نام تشريح البشر و توضيح الصور است. خلاصهی عباسي، لغت نامهی ترکي و خلاصهی کتاب سنگلاخ ميرزا مهدي خان، شرح قصیدهی کعب بن زهير از عربي به فارسي از ديگر آثار اوست. حکيم قبلي در تبريز وفات نمود و از اعقابش دو کس ارفع الحکما و ناصرالحکما طبيب و از رجال و معروفین شهر محسوب میشدند. منبع: مقدمهای بر تاریخ طب و طبابت در آذربایجان