از صبح ساعت ۸ تا ۱۰ در خصوص اتمام کنترات {شبکۀ مخابرات سراسری} کمیسیون داشتم. بعد شرفیاب شدم. جریان را به اختصار به عرض رساندم. کارهای خیلی جزئی دیگری هم بود که عرض کردم. شاهنشاه فرمودند: چه قدر کار کم است. ماشاء الله از این علاقه به #کار. عرض کردم متأسفانه آثار پیری در من پیدا شده، چند شب است چشمم درد می کند، نمیتوانم کار کنم. فرمودند: ویتامین A زیاد بخور، ضمناً فرمودند: من هم چند روز است هیچ علاقه به #زن ندارم، مثل این است که آثار پیری در من هم پیدا می شود. بعد از ظهر باز با اعضای کنسرسیوم نصب شبکۀ مخابرات سراسری و رئیس سازمان برنامه و وزیر پست و تلگراف و مشاورین آمریکایی کمیسیون داشتم. چهار ساعت طول کشید. بعد رفتم والاحضرت #شهناز را دیدم. بیچاره دختر نمی داند چه می خواهد و چه می خواهد بکند. خیلی متأسفم، از یک طرف مورد بی مهری پدر و از طرف دیگر گرفتار!
📚#خاطرات_اسدالله_علم 🖌#امیر_اسدالله_علم جلد 1 & صفحۀ 300 تهران، کتاب سرا ویرایش از #علینقی_عالیخانی پنجشنبه & 1348/8/29 #بیست_و_نهم_آبان