✳️ ریزش یا خیزش؟بقا یارشد؟ فهم استراتژی منابع انسانی خواب زمستانی استراتژیک
دکتر حسن بودلایی
چکیده:در شرایطی که بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی با فشارهای اقتصادی، نااطمینانی آینده و فرسودگی نیروی انسانی روبه‌رو هستند، خطر «ریزش سرمایه انسانی» به یکی از جدی‌ترین تهدیدهای سازمانی تبدیل شده است. این مقاله با الهام از مفهوم «خواب زمستانی استراتژیک» که نخستین‌بار در ادبیات H.B.Rبه‌عنوان پاسخی به محیط‌های بی‌ثبات و پرریسک مطرح شد، تلاش می‌کند نشان دهد که ترجمه این رویکرد در حوزه منابع انسانی چه معنایی دارددر این مطلب استدلال می‌کنیم که برای سازمان‌هایی که جهت‌گیری راهبردی خواب زمستانی را برگزیده‌اند، نقش واحد منابع انسانی نه پیشران رشد، بلکه نگهبان جان سازمان است؛ واحدی که با تمرکز بر مراقبت، نگهداشت و حفظ توان انسانی، بستر رویش و رشد آینده را زنده نگه می‌دارد
کلیدواژه‌ها:خواب زمستانی استراتژیک، استراتژی منابع انسانی، ریزش سرمایه انسانی، نگهداشت کارکنان، بقا یا رشد، مدیریت منابع انسانی ایران
مقدمه: وقتی جهت راهبردی عوض می‌شود!در سال‌های اخیر، بسیاری از سازمان‌ها در جهان و به‌ویژه در ایران، با محیطی مواجه شده‌اند که دیگر قابل پیش‌بینی نیست: نوسان‌های اقتصادی محدودیت منابع، فشارهای بیرونی و فرسودگی درونی.
در چنین فضایی، مقاله‌ای H.B.R مفهوم «خواب زمستانی استراتژیک» را مطرح کرد؛ رویکردی که می‌گفت در زمانه‌ی بی‌ثباتی، شاید عاقلانه‌ترین انتخاب این نباشد که بی‌وقفه به دنبال رشد و توسعه باشیم، بلکه باید موقتاً سرعت را کم کنیم، انرژی را ذخیره کنیم و جان سازمان را برای آینده حفظ نماییم.برای بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی، این ایده امروز کاملاً ملموس است. وقتی فروش ناپایدار است، نقدینگی محدود است و کارکنان زیر فشار معیشت و نااطمینانی قرار دارند، ادامه دادن منطق «رشد به هر قیمت» می‌تواند به فرسایش و در نهایت ریزش سرمایه انسانی بینجامد. در چنین شرایطی، اگر سازمانی جهت‌گیری راهبردی خواب زمستانی استراتژیک را برمی‌گزیند، بلافاصله این پرسش پیش می‌آید که:
نقش واحد منابع انسانی در این مسیر چیست؟ و اساساً خواب زمستانی استراتژیک وقتی به زبان منابع انسانی ترجمه می‌شود، چه معنایی پیدا می‌کند؟
خواب زمستانی استراتژیک در سطح سازمان؛ سپس در منابع انسانی.در سطح کلان سازمان، خواب زمستانی استراتژیک یعنی پذیرفتن این واقعیت که اکنون زمان جهش و توسعه تهاجمی نیست. سازمان تصمیم می‌گیرد مصرف انرژی را کم کند، ریسک‌ها را کنترل کند و مهم‌تر از همه، دارایی‌های حیاتی خود را حفظ نماید تا وقتی شرایط بهتر شد، هنوز توانی برای حرکت داشته باشد.اما وقتی این رویکرد به حوزه منابع انسانی ترجمه می‌شود، معنایش بسیار روشن است: دارایی حیاتی سازمان، آدم‌های آن هستند.
پس خواب زمستانی استراتژیک در منابع انسانی یعنی تمرکز آگاهانه بر این که آدم‌ها نریزند، نسوزند و از پا نیفتند.به زبان ساده، منابع انسانی در این رویکرد می‌گوید: «الان وقت دویدن نیست؛ وقت این است که نگذاریم جان سازمان تحلیل برود.»
مسئله امروز: دوراهی ریزش یا خیزش.واقعیت میدانی در بسیاری از شرکت‌های ایرانی نشان می‌دهد که نرخ خروج کارکنان به سطوح نگران‌کننده‌ای رسیده و در برخی صنایع و سازمان‌ها به حدود بیست‌وپنج تا سی درصد در سال نزدیک شده است. این یعنی هر سال بخش بزرگی از تجربه، دانش و سرمایه انسانی از دست می‌رود. در چنین فضایی، هر تصمیم منابع انسانی در عمل یک انتخاب است میان دو مسیر:
• یا تصمیمی که ریزش را بیشتر می‌کند،
• یا تصمیمی که کمک می‌کند امکان خیزش و رشد آینده حفظ شوداینجاست که استراتژی منابع انسانی معنا پیدا می‌کند. استراتژی نه یک سند، بلکه مجموعه‌ای از همین انتخاب‌های روزمره است.
نقش کلیدی منابع انسانی در خواب زمستانی: نگهبان جان سازمان.اگر بخواهیم برای واحد منابع انسانی در این رویکرد یک استعاره انتخاب کنیم، شاید بهترین تعبیر این باشد: منابع انسانی، نگهبان جان سازمان است.نه باغبانی که در پی کاشت‌های تازه و رشد سریع باشد، و نه فرمانده‌ای که فقط نتیجه بخواهد؛ بلکه نگهبانی که مراقب است آتش خاموش نشود، جان باقی بماند و کسی از پا نیفتد.
منابع انسانی در خواب زمستانی استراتژیک، مدافع و حامی سرمایه انسانی است؛ واحدی که وظیفه‌اش صیانت است، نه توسعه شتاب‌زده.استراتژی منابع انسانی یعنی انتخاب میان دوگانه‌هادر این چارچوب، استراتژی منابع انسانی به زبان ساده یعنی این که در هر حوزه‌ی تصمیم‌گیری بپرسیم:
این انتخاب ما را به سمت ریزش می‌برد یا کمک می‌کند امکان خیزش حفظ شود؟

Comments

Be the first to add a comment