ناگهان شب شد
سلام رفقا
اینجا داستان شب است و ما بعد از واقعه آمده ایم تا بلند بگوییم ما هنوز زنده ایم و اُمید داریم…
شمارهی دو هزار و ششصد و چهل و چهار
هفتم خرداد سال صفر پنج
پادکست «#شب_شد»
(شماره سوم/بازگشت/من نه آنم)
سردبیر و اجرا :«#آرش_بابایی»
همراه با یادداشت این شماره با عنوان «#مشاهدات_یک_مریخی»
میز داستان کوتاه «#اسنپ_نامه» به قلم و خوانش «#محمدرضا_آبانگاه»
و گذری در تهران و احوالات این ایام…
شب شد کافهایست مجازی که به بهانهی گپ و گفتی دوستانه شکل گرفته و در حیاط کافه، اطراف فرهنگ و هنر پرسه میزنیم و چای مینوشیم.
این شماره از شبشد تقدیم میشود به تمام هموطنانی که امشب در کافه جایشان خالیست اما اثری پر رنگ بر احوال ما و ایران گذاشتند، یادشان تا ابد ثبت در تاریخ.
باغتون آباد
ایران اوجب واجبتان
لینک کستباکس داستان
👇🏽https://castbox.fm/vd/950370042لینک اسپاتیفای
👇🏽https://open.spotify.com/episode/2dpO1tCIHqsDhzcS48f1w4?si=TMmu4sdPQ9qmNtwP2MxJSQاینستاگرام پادکست شب شدبرای حمایت از ما به لینک حامیباش داستان شب مراجعه کنید :
👇🏻hamibash.com/dastaneshab#داستان_شب
@dastaneshab