در روزگارانی دور
آن ایام که هنوز کودکانه به تارهای تنبور زخمه میزدم و نوای نخستینم را در آغوش آواز میسپردم، قطعهای مرا در آتش خویش پرورد؛
آتشی که از جنس نور بود و از جنس شیدایی!
‘یاوران مسم’، شرارهای بود که خورشید از آن در آسمان دلم شعله گرفت، در جانم نشست و آتش عشق را در رگهایم خروشان و رخشان ساخت.
اکنون، پس از گذر سالیان، همان نغمه را از عمق جان برمیآورم؛ مینوازم و میخوانم، همگام، همسو، همصدا با خالق این آتش. و چه افتخاری والاتر از آنکه پای مردانه و عاشقانه، پیشانی ادب بر دستان استاد کیخسرو پورناظری بسایم؛ آن نگاهبان گنج و آن راوی رازهای نهفته در نغمههای تنبور، آنکه این قطعهی ماندگار را چون مشعلی در شبستان موسیقی این سرزمین برافروخت.
دنیا کمالی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing