Roozhaye Bi Gharar
Alireza Ghorbani
🎼 روزهای بی‌قراری
علیرضا قربانی

«یک ضرب»
من به جرمی که چرا کبریتی گیراندم
یا به یک لیوان آب
تشنه‌کامان را مهمان کردم
صورتم نقش پذیرنده‌ی سیلی گشته‌است

سر هر رهگذر تاریکی
تا به خود می‌پیچم سخت گریبان مرا می‌گیرند
سر من می‌شکنند
می‌درانند به تن جامه‌ی من
و مرا از همه جا می‌رانند

حیف
من رفیقانم را کم دارم
و ندارم من جز غیظ و غرور
زیر این جامه سلاحی دیگر
و کسان می‌دانند
که مرا تنها وسط معرکه انداخته‌اند
که در این مهلکه انداخته‌اند

من به اندازه‌ی این جثه و جان
من به اندازه‌ی این نا و نفس
می‌توانم جنگید
ولی این یک تنه جنگیدن‌ها کافی نیست،
نه نه!
کاری نیست
من رفیقانم را کم دارم
که سر هر گذری دیگر،
با اوباشانی دیگر
دست در کار زد و خوردی خونین هستند
و دم چاقوشان
می‌برد سینه و تاریکی را با یک ضرب!!!

«سیاوش کسرایی»

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment