کنش های موسیقی در ناخودآگاه
نام علمي قرص اكستاسي ( Methylen Dioxy Meth Amphetamine ) مي باشد كه به اختصار MDMA يا اكستاسي خوانده مي شود .MDMA عضوي از خانوادة فنيتيل آمين ها است. بسيار مشابه مادة ديگري به نام MDA مي باشد . البته MDA داروي قويتري است و اثرات آن عميق تر و طولاني تر از MDMA مي باشد . اين مواد جزو اصلي گروه مواد مخدر توهم زا و سر خوشي آور به شمار مي روند كه از تركيب مواد شيميايي با فرمول C11H15N20 ساخته مي شوند
.يكي از عوامل دوباره مصرف كردن اكستاسي حالت Flafh back است كه در فرد بوجود مي آيد . فرد پس از يك بار مصرف خصوصاً در پارتي آن شب را بهترين و خاطره انگيزترين شب در زندگي مي خواند و موسيقي كه در آن شب شنيده پس از هر بار شنيدن دوباره برايش خاطرات آن شب تداعي مي شود و خود را با همان حالت رضايتمندي از خود و محبوبيت در گروه مي بيند و نسبت به مصرف دوباره شوق و اشتياق(Craving) فراوان نشان مي دهد . حتي براي يكسال هم شده به اين موضوع فكر مي كند و خيال يك ميهماني دوباره را در سرش مي پروراند .

- افزايش شديد احساس خوب بودن
- افزايش انرژي
- احساس عشق و سرخوشي
- احساس تمايل براي ارتباط با ديگران و احساس تعلق و نزديكي به ديگران
- دست و دلبازي
- افزايش هوشياري و درك موسيقي
- افزايش حس هاي بويايي و چشايي
- احساس تجربيات و حالات روحي جديد در زندگي
- احساس روشنايي
- تمايل براي آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران
- تمايل براي فعاليت شديد و رقص هاي طولاني
کنش شناختی موسیقی در مغز
بيشتر مواقع در اكس پارتي‌ها از موسيقي با سبك‌هاي Dance – house- Trance استفاده مي‌شود. امّا يكي از سبك‌هاي تأثير گذارTranceمي باشد. همانطور كه از اسم آن پيداست، ترنس در لغت نامه يعني نشئه يا خلسه. اين سبك با ريتم يكنواخت خود فرد را به خلسه برده و از نظر عاطفي تحت تأثير قرار مي‌دهد كه اين حالت در زماني كه مواد مخدر مصرف مي‌گردد، چند برابر است و حتي فرد را از لحاظ زماني و مكاني گيج مي‌كند. بصورتي كه فرد خود را در ميان موزيك و صداها غرق كرده و زمان و مكاني كه در آن قرار دارد را از ياد مي‌برد.
از ديگر سبك‌ها كه از سال 2000 به صورت نوظهور وارد پارتي‌ها شد سبك Psycho مي‌باشد. كه بسيار به Trance شبيه است اما در محتوي و فرم با آن فرق دارد. در اين سبك افكت‌ها و صداهاي بدون ريتم جاي خود را به ملودي و ريتم آهنگ داده‌اند. اين موزيك با نفوذ به اعماق ذهن و تحريك افكار غير فعال با افكت‌هاي بدون ريتم انسان را به توهم عميق و غير عاطفي واميدارد و اين چرخه نقاطي از افكار مرضي كه در ذهن وجود دارد را نيز فعال مي‌سازد. اين سبك به انسان كه مواد مصرف كرده يك خود بزرگ بيني و توهم ما ورائي و غير زميني مي‌دهد كه اين احساس در او بسيار خوشايند است. و با ادامة اين احساسات اين حالت در او تثبيت مي‌شود، به صورتي كه به اختلالات رواني مي‌انجامد. نوع ارتباطی که فرد با موسیقی برقرار می سازد به عواملی همچون محیط مصرف، زمان ، مکان و نیز به خلق فرد در هنگام مصرف ارتباط دارد .محیا بودن تمامی امکانات در حد نورمال فرد را وارد یک سفر درونی می سازد .
موسيقي از لحاظ هيجاني عمق خاصي مي‌يابدو اين احساس كه با موسيقي حرفهايش را بصورت راز آلود بيان مي‌كند بوجود مي‌آيد..
این فرایند درونی ، بین دو غریزه مرگ و زندگی در نوسان است . بی تردید فرد شهامت رویارویی با کمپلکس خود را جسورانه می یابد زیستنی آگاهانه در ناخودآگاه و گفتگوی نهاد با نهاد دیگری در ساحتی واقعی .
در این ورطه باموزیک ترانس بیشترفرد مجال جاری نمودن حیات را بر نیستی می یابد . احساس سرزندگی از این مسالمت . برانگیخته شدن عواطف و حس دوست داشتن و دوست داشته شدن .
موزیک سایکودلیک بیانگر نبردیست بین تمامی کنش های درونی . زمانی است که فرد خود بطوری آگاهانه تمامی عناصر ناخودآگاه را به تکاپو و جنگ می کشاند و این نبرد را از عمقی ترین لایه های ناخودآگاه به لایه های سطحی هدایت می کند و سرانجام در ساحت نمادین خود را بر نمادی خیالی فرافکنی می کند و تمامی گفتگوی خود را به بیرون از خود می ریزد.

منبع: کتاب اعتیاد یک دگردیسی

مولف و نویسنده: علی درخشنده 2006

کانال خبری درمانگران اعتیاد کشور

@mmt_iran

Comments

Be the first to add a comment