زیرِ پایِ ما را خالی کرد، زندگی
جاذبه در خاطرهها خاک میخورد
و ما کودکانی سالخورده
کورمال و معلق
بی گدار، غریقیم.
آویخته از حنجره
بر قلابِ لاشه، هر قناری
و پشتِ سرِ مسافران
آتش به جانِ درخت و سنگ بر مسیرِ رود
باغ و دریا را بیابان کردهاند.
فردا، عصا که انداختید
پا بر زمین اگر گذاشتید
این شعر را بسوزانید
مباد که نامش را
زندگی بگذاریم.
ا.ز.ل
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing