سهمشان از «آزادی» فقط یک لکهٔ بنفش است، درست مانند سهمشان از نفت، از آموزش، از قانون، از آرامش و خیلی چیزهای دیگر.
طبقهٔ ممتاز، چنان غرّه به خویش است که خود را ولینعمت مردم میداند و از کوتاه آمدن در برابر حقوق آشکار ملت احساس کسر شأن میکند و با تحقیر، تکهنانی از آزادی را جلوی ملت پرتاب کرده است تا بر سر آن به هم بیاویزند و آنها در ویآیپی شیشهایشان از نبرد میان این بردگان لذت ببرند.
اگر ما ساکن یک کشور نرمال بودیم... نه اصلاً، در همین خرابآباد هم، اگر سران باشعور و خیرخواهی داشتیم (که اگر داشتیم، نرمال هم بودیم) چنین تحقیر نمیشدیم.
ورود زنان به ورزشگاهها از نظر روحانیون شیعه «غیر مجاز» است، اما همین لکهٔ از قضا بنفش، نشان میدهد که در کسب و کار کاسبان دین، «غیر مجاز» معنی ندارد و فقط شما باید قیمت هر چیزی را بپردازید تا این عمامهبهسرانِ خداباره، برایتان مجازش کنند.
شاید بپرسید حالا که حرام خدا، حلال شده و غیر مجازِ مراجع، مُجاز، دردشان چیست که فقط یک لکهٔ بنفش را به زنان اختصاص دادهاند. پاسخش یک کلمه است: تحقیر بردگان!
این لکهٔ بنفش پیروزی هیچکس نیست، اما شکست کاسبان دین است.
___
@ajibzad