«سانسور همیشه از پنجره اخلاق وارد میشود و بعد شکلهای دیگر پیدا میکند.»
چندوقت پیش یکی گفته بود «کار هنری نکردن»، اعتراضِ هنرمند نیست و هنرمند نباید با «کارنکردن» توهم داشته باشد که دارد اعتراض میکند.
ولی ناصر تقوایی در این چنددهه تا آخرین روز و لحظه زندگیاش، خلاف این برداشت ساده و دمدستی را ثابت کرد؛ با تمام جان و توان و هنرش هم ثابت کرد.
او که در فیلمسازی، مستندسازی، فیلمنامهنویسی و نویسندگی، رقیب زیادی در این سرزمین نداشت، معتقد بود در جامعه سانسورزده، جامعه زیر فشار و محدودشده در دهها نوع خط قرمز، هنرمند باید با «نگفتن» حرف بزند و با «نمایشندادن» نمایش دهد.
آنقدر به این روش اعتراضی، باور داشت که حدود سهدهه پیش، دست از فیلمسازی کشید و کتابی هم منتشر نکرد، چون از دید او در جامعه سانسورزده حاصل کار هنرمند، دیگر فیلم و کتاب خود هنرمند نیست: «هنری که جامعهات رو پنهان کنه، تبلیغه، نه هنر.»
ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) برخلاف باوری سادهانگارانه، توهم نداشت بلکه عمیقا باور داشت، سانسور همیشه اول از پنجره اخلاق وارد میشود، پس باید مقابلش ایستاد تا وارد بقیه زندگیت نشود، تا وارد وجود خودت هم نشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing