✳️ به راه‌حل‌هایی فکر کنیم که در برابر مشکلات امروز نادیده گرفته‌ایم

دني رادريك/اقتصاددان

✅ باید برای مقابله با سه چالش عظیم اقتصادی عصر خویش اندیشه‌های نوین را به کار گیریم. این سه چالش عبارتند از ۱- دگرگونی‌های اقلیمی، ۲- فرسایش طبقه متوسط و ۳- فقر.
نخستین چالش، تهدیدی وجودی بر محیط فیزیکی ما به شمار می‌رود؛ دومین چالش، قطبی‌سازی را برمی‌انگیزد و دموکراسی را تضعیف می‌کند و سومین چالش، ننگی اخلاقی بر همگان است. با این حال، با برآمدن اقتدارگرایی و ناسیونالیسم اقتصادی، دلیلی برای خوش‌بینی در هیچ ‌یک از این جبهه‌ها به چشم نمی‌خورد.

▫️راه‌حل‌های واقعی غالبا «زیر رادار» باقی می‌مانند (هواپیماها یا موشک‌هایی که در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند از شناسایی رادارها در امان می‌مانند و راه‌حل‌هایی که در سطح یک شهرداری یا منطقه و بدون هیاهوی رسانه‌ای اجرا و ثمربخش می‌شوند، توجه سیاست‌گذاران مرکزی را جلب نمی‌کنند) یا به سبب فاصله‌ای که از رویکردهای فعلی و مصوب دارند، نادیده انگاشته می‌شوند.

▫️در ظاهر، سه چالش عظیم ما به شدت متفاوت‌اند و کوشش‌ها برای مقابله با آن‌ها اغلب در تنش با یکدیگر جلوه می‌کنند. بسیاری گذار سبز را با رشد اقتصادی ناسازگار می‌پندارند و تقویت طبقه متوسط در اقتصادهای پیشرفته را مغایر با منافع کشورهای در حال توسعه می‌دانند. لیکن همه آن‌ها رسالتی مشترک را در بر می‌گیرند که هدایت تحول ساختاری اقتصاد به سمت تقویت فعالیت‌هایی سبز و شغل‌های بهتر و مولدتر است.

▫️به طور سنتی، سیاست‌های صنعتی، ابتدا در اقتصادهای پیشرفته و سپس در کشورهای موفق شرق آسیا، نقشی حیاتی در فرآیند تحول اقتصادی ایفا کرده‌اند. امروزه، با در نظر گرفتن الزامات گذار سبز و این واقعیت که تولید دیگر منبع ایجاد اشتغال نیست (حتی در کشورهای در حال توسعه)، نسخه به‌روزرسانی‌شده همان راهبردها را طلب می‌کنیم.

▫️موفقیت‌های چشمگیری پیش‌تر در انرژی‌های تجدیدپذیر کسب شده است. در حالی که اقتصاددانان مدت‌هاست مالیات بر کربن یا «طرح‌های تعیین سقف و مبادله» را به عنوان کارآمدترین راه کاهش انتشارها ترویج نموده‌اند (در طرح‌های تعیین سقف و مبادله، برای مجوزهای انتشار گازهای گلخانه‌ای ایجاد بازار می‌شود، به شکلی که نهاد ناظر سقف کلی مجاز انتشار را برای یک دوره زمانی تعیین و آن را میان واحدهای مجاز به شکل رایگان یا حراج تقسیم می‌کند. شرکت‌هایی که انتشار کمتری نسبت به مجوز دارند، می‌توانند مازاد را در بازار ثانویه به شرکت‌های نیازمند بفروشند. در این سازوکار با کاهش تدریجی سقف در دوره‌های بعدی، انگیزه مالی برای کاهش انتشار فراهم می‌شود)، دستاوردهای واقعی و شگفت‌انگیز در این حوزه از طریق سیاست‌های صنعتی سبز چین حاصل شده است. این سیاست‌ها، که تقریبا همگی در ابتدا حول اهداف ملی سامان یافتند اما عمدتا در سطح محلی و توسط مقامات محلی به اجرا درآمده‌اند، هزینه‌های خورشیدی، بادی و باتری‌های الکتریکی را به سطحی کاهش داده‌اند که اکنون انرژی تجدیدپذیر را ارزان‌تر از سوخت‌های فسیلی نموده است. در نتیجه، امروز گذار سبز به چنان شتاب فزاینده‌ای دست یافته که حتی برخی از بدبین‌ترین ناظران را به این باور رسانده که فاجعه اقلیمی ممکن است برطرف شود.

▫️رویکرد چین نماد سبک نوینی از سیاست صنعتی است که به طور قابل توجهی از تصویر متداول متمایز است. این رویکرد همکاری گسترده‌ای میان دولت ملی، دولت‌های زیرمجموعه و منافع تجاری را در بر می‌گیرد. یارانه‌های دولتی حتما نقشی مهم ایفا نموده‌اند، اما تنها یکی از ابزارهای متعدد بوده‌اند و کارکرد موفق ابزارهای مهم دیگر در آن‌ها مانند سیاست‌های تدارکاتی و سرمایه‌گذاری خطرپذیر عمومی مشهود است. قاعده کلیدی موفقیت سیاست‌های صنعتی چین «تجربه‌گرایانه بودن» (یعنی سیاست‌ها مبتنی بر آزمایش‌های کوچک‌مقیاس‌، اجراهای پایلوت‌، ارزیابی و پایش دائمی دلایل موفقیت و شکست، ثبت نظام‌مند فرایندهای یادگیری‌ و نگاه منعطف و تکاملی، طراحی شوند) و «تکرارشونده بودن» (یعنی سیاست‌ها به صورت گام‌به‌گام طراحی شوند و با پایش مستمر و ارزیابی نتایج در اجرا بهبود پیدا کنند) آن‌ها است که به هیچ وجه شباهتی به نسل پیشین این سیاست‌ها، که از بالا به پایین با شرطی‌سازی‌های سختگیرانه طراحی می‌شدند، ندارند.

▫️آیا رویکردی مشابه در این زمینه قادر است شغل‌های خوب و گذارهای مولد را برای حفاظت از طبقه متوسط و کاهش فقر به ارمغان آورد؟ متأسفانه، در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه به طور یکسان، سیاست‌های صنعتی همچنان بر بخش‌های تولیدی تمرکز کرده‌اند، حتی هنگامی که هدف ایجاد یا حفظ اشتغال بوده است. به یقین، تولید همچنان برای گذار سبز، تضمین تاب‌آوری زنجیره تامین و امنیت ملی مهم است.

Comments

Be the first to add a comment