انتظار، ایده مبارک دوره احتشام و تعـین امرِ قدسی است. در عصر ابتذال که عصر بیوزنی امر مقدس است و قداست حشمتی ندارد، انتظار افیونی است در بازار دلالان کسب قُدسی تا چشمان ساده خسته را از آغاز هیچ به انجام پوچ بدوزند و حُلههای بافته از تاروپود نگاه منتظران را بر قافله دلهای شکسته آنان بار کنند و با افق موعود نرد قدرت ببازند و شادی کنند. "انتظار"، نیروی زایای خوبی، آفرینش و کوشش مردمانی است که نسبتی با حشمتِ امر عینی دارند و میتوانند از دل امر مقدس، میوههای عرفی خوشگوار بچینند و روزگار خود را با سبزی و بهارِ مداوم تازه کنند. "انتظار"، سهم دوران مندرس، مردمان فرسوده و آرزوهای کهنه تکراری نیست !