تخریب آلونکی که همه دار و ندارِ خانواده ای در بندرعباس بود، مصادف شد با چهلم استاد شجریان...
فیلم تخریب رو بیشتر از یک بار نتونستم ببینم، ولی صدای ضجه های دختر بچه که با تمام وجود خدا رو صدا میزد، لحظه ای از ذهنم پاک نشد...
در چهلمین روز از غمِ فراقِ استاد شجریان، صدای خسروی آواز ایران رو که از ظلم ظالم... میگه گذاشتم روی ویدیوی تخریب...این صدا و تصویر نیاز به هیچ شرح و تفسیری نداره...جامع و کامل بیانگر حجم تلخی ماجراست...
پی نوشت: قصهی مأمورین تخریب قصهی فقر و نداری و اجبار است... این انسانها ، اینقدر از بیکاری میترسند، ذرهای امنیت شغلی ندارند و به حدی فشار اقتصادی عرصه زندگیشان را تنگ کرده، که همه انسانیت، وجدان و شرفشان را خاک میکنند، لباس کار میپوشند و در قامت مأمور و معذور دیوار خانهها را تخریب میکنند، دار و ندار دستفروشها را به تاراج میبرند، و حتی به صورت پیرزن سبزی فروش سیلی میزنند.
این انسانهای گرسنهیِ بی رحم و وجدان، دست پروردهی جمهوری اسلامی هستند، در واقع تعمدا گرسنه نگه داشته شدند که به وقت نیاز هر کاری بکنند...حتی کشتنِ هموطن...
متن و ویدئو از مخاطبان
@Tavaana_TavaanaTech