در اروپای شرقی اما اوضاع متفاوت بود و خردهدهقانها از سازمانیافتگیِ کمتری برخوردار بودن و زمیندارا تونستن با استفاده از همین فقدانِ سازمانیافتگی، اونها رو زیرِ یوغِ سلطه ببرن. بر خلافِ اروپای غربی، ساختارهای اروپای شرقی به شدت استثمارگرانه بود و روز بهروز مالیاتهای بیشتر و بیشتری از خردهدهقان ها میگرفتند.
□بنابراین، میتونیم بگیم که طاعونِ سیاه نوعی بزنگاهِ تاریخی رو رقم زده بود؛ چرا که هم به فروپاشیِ نظامِ فئودالی منجر شد و هم اینکه ساختارهای استثماری رو خیلی زود تضعیف کرد؛ البته در اروپای غربی. این در حالی بود که شرایط برای همسایههای شرقیشون عکسِ این رقم خورده بود. به این وضعیت که بزنگاههای تاریخی باعثِ جداشدنِ مسیرِ جوامع میشن، انحرافِ ساختاری هم میگن، به این معنا که کشورهایی که از هر نظر با هم قرابت و مشابهت دارن، راههای جداگانهای رو در پیش میگیرن. /گاهنامه مدیر