🧕 چرا با دوگانه سازی درباره حجاب مخالفم؟!
✍عليرضا کمیلی
کارشناس این مسأله نیستم و اتفاقا آن را امری پیچیده میبینم چرا که ذیل تغییرات فرهنگی جامعه غربزده ماست و قطعا با دو تذکر و سه قانون حل نمی شود!
بنا به تجربه زیسته ام با برخی آشنایان این توفیق را داشتم که درک نزدیک تری از بسیاری کسان که ظاهرا بدحجاب و گاها بی دین یا فاسد محسوب میشوند داشته باشم لذا نکاتم را می نویسم:
اولا جامعه ایرانی در عمق جان خود دین را دوست دارد هر چند بدان ملتزم نباشد. طبق نظرسنجی های اخیر، دینداری در ایران رشد کرده ولی شخصی شده یعنی مرجعیت فقها کمرنگ تر گشته است! تصور بی دینی یا فساد از بی حجابان یک ذهنیت کاملا غلط است. از بیان خاطرات میگذرم ولی میدانم که جمعی از جامعه ایرانی متأسفانه از اجرای شریعت فاصله گرفته ولی با دین لجاجت ندارد و باید سعی کنیم دوقطبی ایجاد نکنیم چون به تثبیت «عکس العمل اجتماعی» ایشان منجر خواهد شد.
اینکه رهبری بارها میگویند خیلی از اینها که دلبسته انقلاب هستند ظاهرا حجاب شرعی را رعایت نمیکنند و حتی از بکارگیری واژه «بدحجاب» پرهیز میکنند ریشه در همین تحلیل دارد. این دقیقا مخالف ادبیات برخی معممین و دینداران ما درباره این دسته از مردم است.
گشت ارشاد را برای برخورد با ساختارشکنان یعنی کسانی که با تیپ های عجیب و بی حیا به میدان میآیند ضروری میدانم و مخالف ذات برخورد انتظامی نیستم ولی وقتی شیوه اجرا منجر به اتفاقاتی چون آنچه برای مهسا امینی رخ داد یا در روزهای اخیر بعضاً دیدیم بشود آنرا بشدت مضر و دوقطبی ساز می بینم خصوصا که عمده جامعه ما روی «دختر» غیرت دارد و این صحنه های خشن برخورد او را به سکولاریزم و ترک انقلاب سوق خواهد داد. عدم همراهی اکثر جامعه با مگاپروژه مهسا نشان داد هنوز عمده جامعه نبریده!
گرچه تغییر افرادی که به نداشتن حجاب عادت میکنند کار آسانی نیست ولی کم نیستند کسانیکه کشف حجاب را بخاطر بحران مهسا به یک اعتراض سیاسی تعبیر میکنند. از همین رو باید این هویت اعتراضی را حذف کرد. تعامل بدنه مذهبی و خصوصا انقلابی با این قشر از جامعه باید کاملا آموزش دیده و «تعامل محور» بشود.
لذا پیشنهاد میکنم فرصت هایی اجتماعی برای گفتگو با این بدنه مهیا کنید. محیط های زنانه با بهانه موضوعاتی چون «پیشرفت» و «موفقیت» برای کسانی که بدلیل زیست کاملا مذهبی «قضاوت پیشینی غلطی» نسبت به این بدنه دارند، برای طرفین مفید است بشرط وجود سعه صدر و فکر عمیق دینی که نوعا کم است! البته مسأله حس گاها مهمتر است لذا باید بتوان پاتوق هایی اجتماعی ایجاد کرد که در آن «فرصت تعامل» با این بدنه مهیا شود. احترام و تکریم و ادب و نهایتا گفتگو شروط این فضاست که شاید بهانه آن یک سرگرمی یا بازی باشد و نه پاتوق گفتگو درباره حجاب!
@komeilialireza@kherad_Jensi
حجاب رو سیاسی میکنند؟
دوم اینکه اصطلاح "تیپ بیحیا" در متنی که تلاش داره تحلیلی و روشنفکری به نظر بیاد، بیمایه و اصطلاحا گل درشته! چه تیپی بیحیاست؟ برخورد انتظامی باید مصداق عینی مسلم برپایه نشانههای مشخص داشته باشه. اتفاقا یکی از بزرگترین مشکلات گشت ارشاد، مبهم بودنِ مصداق جرمه. بگذریم ازاینکه یک مساله عرفی رو تبدیل کرده به موضوع پلیسی امنیتی.
سوم اینکه شما وقتی به اعتراضات اجتماعی میگید مگاپروژه، مشخصا درکی از اقشار متنوع جامعه ندارید. مگاپروژه، معنای دیگر "ابر فتنه" است که یکی از فرماندهان پلیس درباره اعتراضات ۱۴۰۱ گفت.
بله گروههای تروریستی یا اپوزیسیون میتونن بر اعتراضات موج سواری کنن اما اصل ماجرا واکنش و خشم عمومی نسبت به زنجیرهای از پدیدههاست و پروژه دونستنِ اون یا ناشی از عدم درک و شناخت دینامیسمهای اجتماعیه و یا برنامه پروپاگانداست.
موفق باشید
اما به عنوان یک دانشجو به خوبی میدونم، یکی از اولین و مهم ترین نکات یک تحلیل مشخص بودن و روشن بودن و قابل سنجش بودنه، در عین حال الفاظ عجیب و غریبی مثل بی حیا، بد حجاب، و عمق جان استفاده شده، و من سوالم اینه خود نویسنده محترم توصیفات مشخصی ازین کلمات داره؟
دوم ایرادی که وارده، اینه که نویسنده اصلا تکثر شخصیت و امیال و علایق در انسان هارو قبول نداره، نه تنها حجاب رو امر ذاتی که انقلاب و شریعت مداری رو هم بالذات میدونه، و احتمالا هم معتقده که اینها مصداق حقیقی کز نیستان تا مرا ببریده اند هستش!
این نگاه کلی نگر چه تفاوتی با نگاه های چپ افراطی و مارکسیستی داره؟
فکر نمیکنم حتی نیاز باشه درباره به رسمیت نشناختن امر ازادی حتی در ابتدائیات حیات و نشناختن جامعه به عنوان یک عنصر پویا و فعال حرفی زده بشه.
در نهایت، کاش دوستان درین واویلای این روزها حداقل یکم چشم باز کنند، اگر واقعا معتقدند شریعت حرفی از حق زده, به دنبال این حق باشند، و نگران آخرتشون.