فانتزی دل انگیز مالیات!
پرسش:
از جوزف شومپیتر نقل شده است: هیچچیز مانند سیاست مالیای که حکومت اتخاذ میکند بیانکننده شخصیت و شناسنامه یک تمدن نیست. رویکردهای مالیاتستانی دولت ایران، چه شخصیتی از آن به نمایش میگذارد؟پاسخ: آنطور که من حرف اقتصاددان مشهور را میفهمم اشارهای به رابطه میان اقتدار سیاسی و اقتصاد است، اگر سیاست مالی را به زبان ساده اینطور معنا کنیم که دولت چطور پول درمیآورد و چطور خرج میکند، روشن است که نقشی اساسی در چگونگی شکلگیری مناسبات یک جامعه و سمت و سوی حرکت آن دارد، انتظار داریم دولتی که زیاد میگیرد و خرج میکند، به مرور انگیزه خلق ثروت را در میان افراد کمرنگ کند، ولی دولتی که خیلی منابع در اختیار ندارد طبیعی است که فضای بهتری برای نقشآفرینی افراد ایجاد میکند.
ذکر یک مثال بد نیست، یورگن کوکا مورخ نامدار آلمانی به این اشاره دارد که شکلهای اولیه سرمایهداری تجاری در دوران قدیم را میتوان در سه حوزه جغرافیایی سراغ گرفت؛ امپراتوری چین، خلافت اسلامی و اروپا، در دوتای نخست قدرت سیاسی بر اقتصاد غالب بود و اهل تجارت و سوداگری با وجود برخورداری از موقعیت اجتماعی مناسب نقشی در سیاست نداشتند، ولی در دیگری نوعی رابطه همزیستی میان آنها وجود داشت و از نمونه هانزای آلمان یاد میکند که برای مدت چند قرن نقشآفرینی جدی در اقتصاد و سیاست داشت.
حتی امروز که به اوضاع نگاه میکنیم همچنان پیامدهای آن تجربه تاریخی و تفاوتها میان اوضاع اروپا و چین و خاورمیانه جدی است، انگار که اروپاییجماعت کمی راحتتر ایده دولت کوچک و سپردن کار به دست بازار را میپذیرد، ولی برای چینی و خاورمیانهای به نظر میرسد دولت کوچک را در اساس دولت نمیداند! حدس است و باید بررسیاش کرد، ولی فکر میکنم این فوبیای بازار که میان بسیاری از ما ایرانیها شایع است بیارتباط به آن تجربه تاریخی نیست. باری، به قول اهل فن نباید دچار زمانپریشی شد و باید همواره بر این تاکید کرد که دولت چنانکه ما به کار میبریم، مفهومی جدید است و چند قرن بیشتر سابقه ندارد، همینطور مالیات و سیاست مالی (دخل و خرج دولت) هم طی تاریخ درست به معنای جدید امروزی آن بهکار نمیرفته است.
از تاریخ دور بگذریم و به همین دوران اخیر و نفتزدگی برسیم، اوضاع ما مثل خیلی از کشورهای نفتی بوده است، جیب دولت با عایدات نفت پر میشد و نیازی به مالیات گرفتن حس نمیکرد، نوعی قرارداد اجتماعی شکل گرفته بود که دولت به رعایا رشوه میداد که زیاد سروصدا نکنند و کافه را به هم نریزند و از آن طرف هم خودش آنطور که صلاح میدانست، پول را خرج میکرد و طبیعی است که از دل این نوع حکومتداری بیشتر مناسبات حامیپرورانه بیرون میآید و شفافیت و مشارکت و تفننهایی نظیر آن بعید است جایی داشته باشد.
اجازه دهید مثالی بزنم که عرضم روشنتر شود، اوضاع بیشتر به پدری متمول میماند که پول را بین بچهها تقسیم میکند تا زیاد شلوغ نکنند و او پیش همسایه سرافکنده نشود. اما در سالهای اخیر کفگیر به تهدیگ خورده است و پدر پولی در بساط ندارد، حالا بچهها باید روی پای خودشان بایستند و خرج خودشان و حتی پدر را درآورند، این شاید اتفاق بدی نباشد، ولی چنین پدری باید بداند دیگر آن احترام دوران قبلی را نخواهد داشت، حالا اگر چنین پدری اهل دل هم باشد و انتظار داشته باشد در این شرایط جدید هم با پول بچهها همان عیش دوران قدیم برقرار باشد، طبیعی است که کار عیب میکند. این بهطور خلاصه مشکل ما در ایران است.
مصاحبه من با جریده وزین تجارت فردا در باب مالیات را ببینید، تا یار چه پسندد، والله اعلم.
http://bit.ly/3agQMbbکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel