This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیزدهم مُرداد سال صفر پنج



بعضی جمله‌ها فقط آغاز یک داستان نیستند، شروع یک خاطره‌اند.



«من یک روز گرم تابستان، دقیقاً یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کمِ بعد از ظهر عاشق شدم.  تلخی ها و زهر هجری که چشیدم بارها مرا به این فکر انداخت که اگر یک دوازدهم یا یک چهاردهم مرداد بود، شاید اینطور نمی شد…»


با همین جمله، ایرج پزشکزاد درِ یکی از دوست‌داشتنی‌ترین رمان‌های معاصر فارسی را به روی خواننده می‌گشاید. رمانی که زیر لایه‌ی یک عشق نوجوانانه، طنزی ظریف، نوستالژی تهران قدیم و نگاهی تیزبین و البته ایرانی به آدم‌ها و زمانه را روایت می‌کند. اقتباس درخشان «#ناصر_تقوایی» نیز این جهان را به یکی از ماندگارترین آثار تاریخ تلویزیون ایران بدل کرد.

📖 «#دایی_جان_ناپلئون» را دوشنبه‌شب‌ها با خوانش «مریم حاجی‌بنده» از پادکست «#داستان_شب» بشنوید


با احترام
@dastaneshab

Comments

Be the first to add a comment