▪️آدمهای خودنما▪️ستگادین ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱
این گونهای رایج از بازخورد/ انتقاد/ طوفان مغزی است و سزاوار یک نامگذاری است.
کسی که در لحظهی آخر، وقتی که بیشتر کارها انجام شده و تقریباً زمان تحویل کار فرارسیده است، سروکلهاش پیدا میشود.
او پیشنهادی میدهد که مستلزم اِعمال تغییرات زیادی در کارهای انجامشده است. حتی شاید پیشنهاد خوبی ارائه دهد ولی تشخیص آن مشکل است...
او بدون رعایت هیچ ساختار کاری و بدون ارائهی شواهدی چشمگیری از جانب متخصصان و بیهیچ تمایلی برای قبول مسئولیت بابت وقایع بعدی، پیشنهادش را ارائه میدهد.
این کار شبیه فریادهای تماشاگران از سکوهاست.
این واقعیت که ایدهی شما بکر یا نوآورانه است، نقش مقاومت(Resistance) را تغییر نمیدهد
*. این طرز پیشنهاددادن، جای خوبی برای پنهانشدن است. و اگر به پیشنهاد شما گوش ندهند، خب، تقصیر خودشان است.
آدمهای خودنما میخواهند که بخشی از امور باشند ولی حاضر نیستند قسمت سخت کار را انجام دهند.
مثالی از این افراد خودنما، شاید آن مهمان باشد که نیم ساعت مانده به شام از راه میرسد و پیشنهاد تغییر منوی غذا را میدهد.
یا آن ناشری باشد که میخواهد در طراحی محصول، آنهم یک هفته مانده به انتشار، تأثیر مهمی بگذارد.
یا آن دوست خوبی باشد که با صدای بلند اظهار تعجب میکند که شما بعد از چهار سال رابطه که منجر به نامزدی شده است، بخواهید با شریکتان ازدواج کنید.
به جای خودنمایی، تظاهر و هوچیگری باید وارد میدان شوید. آموزش دهید. کارتان را به نمایش بگذارید. همان ابتدا متعهد شوید و نتایج را از آن خود کنید.
ما به این کار، بیشتر از هر زمان دیگری نیاز داریم.
.