‍ 🏠در سنت مینیاتور ایرانی، آن‌چه در نگاه نخست به‌اشتباه ناتوانی در بازنمایی واقعیت تلقی می‌شود حاصل یک تصمیم آگاهانه‌ی معرفت‌شناختی‌ست و از شیوه‌ای ایرانی در فهم و صورت‌بندی جهان سرچشمه می‌گیرد. در این شیوه، اقتدار نگاه واحد محلی از اِعراب ندارد. در واقع، نقاش ایرانی جهان را مطابق زاویه‌ی تحمیل‌شده بازتولید نمی‌کند و به یک نقطه‌ی دید مسلط تن نمی‌دهد؛ او جهانی را صورت‌بندی می‌کند که هم چندلایه و هم در برابر تقلیل مقاوم است. در این منطق تصویری، فضا بسته و یک‌دست باقی نمی‌ماند. مرزها انعطاف‌پذیر می‌شوند، درون و بیرون در هم می‌شوند و زمان از حرکت خطی فاصله می‌گیرد. گذشته، اکنون و امکانِ آینده هم‌زمان در تصویر حضور دارند و تصویر دیگر تقلید ساده‌ی واقعیت نیست، بلکه میدان ثبت هم‌زمان معناست، میدانی که مرکز ثابتی ندارد و صداها در آن حذف نمی‌شوند.
همین منطق دیدن، در ژرفنای تجربه‌ی تاریخی ایران هم جریان دارد. آن‌چه در لایه‌های مختلف این تاریخْ خودش را نشان می‌دهد، میل مدام به پیوستگی‌ست؛ تلاشی پیگیر برای حفظِ تداومِ معنا در برابر گسست‌های تحمیلی. تاریخ ایران بر پایه‌ی تداوم شکل گرفته، نه بریدگی‌های مکرر. یعنی آن‌چه در ایران رخ داده، مجموعه‌ای از لحظه‌های جدا از هم نبوده، بلکه کوششی ممتد بوده برای حفظِ اتصالْ با زمین‌تاریخی که امکان بقا، استمرار و دوام را فراهم آورده. ایران، هنوز دارد از درونِ تاریخ حرف می‌زند.
پاینده ایران.

🔹️Ellinne

Comments

Be the first to add a comment