◾استدلال غلط Goldilocks◾ستگادین ۲ مهر ۱۴۰۰
یک راه برای فهمیدن اینکه مخاطب راضی است یا نه، اینست که یک سوال ساده از او بپرسیم: «آیا میخواهی محصولمان تندتر از این باشد؟» (یا چیزی معادل آن).
اگر نیمی از افراد، درخواستی در یک جهت و نیمی دیگر درخواستی در جهت دیگر داشته باشند، شما میفهمید که به مقدار درست(just right) دست یافتهاید. یعنی تعداد مشتریان ناراضی را به حداقل رساندهاید.
اینجا مشکلی وجود دارد: این اصل چنین فرض میکند که ترجیحات افراد، توزیع نرمال دارند. در طبیعت، خیلی از چیزها مثل قد افراد یا حساسیت به صداهای بلند، توزیع نرمال دارند. یعنی خیلی از مردم، در حد وسط قرار میگیرند و تعداد کمتری از افراد در دو سر طیف هستند. اگر توزیع نرمال باشد، هدف در هنگام ساختن چیزی برای همه، دستیافتن به آن حد وسط است.
ولی!
ترجیحات فردی به طور نرمال توزیع نشدهاند. بیشتر افراد به یک چیز اهمیتی نمیدهند و عدهای از آنها بیش از حد به آن اهمیت میدهند.
و!
در هر بازاری که در آن حق انتخاب وجود دارد، دیگر قادر نیستید به همه خدماترسانی کنید. چون با توجه به وجود حق انتخاب، این مردم هستند که از بین گزینهها انتخاب خواهند کرد.
پس اصل Goldilocks یک تله است. ممکن است از انتقادات و شکایات بکاهد ولی بیتفاوتی افراد را به حداکثر میرساند. امکان دارد توجه مشتریان محافظهکار را بیشتر به سمت شما جلب کند، ولی تعداد چنین افرادی زیاد نخواهند بود.
در مورد خیلی از محصولات و خدمات، حد وسطی وجود ندارد. تنها چیزی که در اختیار دارید، افرادی هستند که از چیزی یا خیلی بیشتر و یا خیلی کمتر از آن مقدار که شما قادر به تنظیم آن هستید، میخواهند.
.