@sanjarisina


رقص عدم

زيباست بلندای ترا ديدن و مردن
تا صبح به تقديس تو رقصيدن و مردن

در باغچه ها فلسفه گل جريان داشت
ما فرصت مان رفت به گل چيدن و مردن

زير پر اعجاز پرندينه ابريم
با حس غريبانه روييدن و مردن

نه آتش و نه خاك كه تقدير بر اين بود
چون باد در اين روزنه پيچيدن و مردن

تا مرتبه دود كه رقص عدم ماست
ناگاه تر از شعله درخشيدن و مردن
..
ای شيب نفسگير، فراز هوس انگيز
ماييم و در اين پست شكيبيدن و مردن

در حلقه تنهایی كوه و علف و ماه
چرخيدن وچرخيدن و چرخيدن و مردن

#سینا_سنجری
شيراز ـ دی ۱۳۷۶

Comments

Be the first to add a comment