معمای سازندگی!

خیلی ها معتقدند از پس از پایان جنگ، دولت سازندگی اقتصاد ایران را به سمت نوعی بازارگرایی و دور شدن از اقتصاد دستوری (به قول منتقدان نئولیبرالیسم) برد. علتش را هم دور شدن از ارزش ها و آرمان های انقلاب و نفوذ اجنبی و مانند آن دانستند.

از شدت و صحت این ادعا که بگذریم، نکته اساسی در این تغییر مسیر در نظر گرفته نمی شود: نبود نمونه موفق جهانی مستقر! آن سالها (اوایل دهه ۱۹۹۰) فقط پایان جنگ ایران نبود، شاهد فروپاشی بزرگترین نماد اقتصاد غیربازاری در جهان بودیم. ایدئولوژی اقتصادی ورشکسته طبیعی است که اقبالی نخواهد داشت و بدیل پیروز جلب نظر خواهد کرد. اگر شوروی همچنان حضور قوی داشت، شاید سیاست های تعدیل اقتصادی حتی مطرح هم نمی شد. آش آنقدر شور شد که ۱۳۷۴ چپ های اسلامی هم تغییر موضع دادند و حرف های تند قبلی را به طور رسمی پس گرفتند. دیدیم که بعد از بحران ۲۰۰۸ هم حرف های ضدبازار در ایران هم شدت گرفت، در حالیکه اوضاع ایران شباهتی به یک اقتصاد بازار متعارف نداشت.

قدرت یک ایده لزوما به استدلال های آن نیست، به توانایی اش در ایجاد الگوهای مستقر است، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

Comments

Be the first to add a comment