▪️بیشترشدن در مقابلِ بهترشدن▪️ ستگادین | دوشنبه ۳ مهر ۱۴۰۲
اگر همه ساختمانهای موجود در منطقه خریدِ شهری بزرگ در تصاحب یک نفر بود، اجارهبها سر به فلک میزد. قیمت اجناس هم همینطور. او درصد قابل توجهی از سود هر فروشگاه را برای خودش برمیداشت و نوآوری نیز تعطیل میشد.
انحصارِ گوگل، واقعیت دارد.
گوگل بیش از یک میلیون دلار در ساعت به اپل پرداخت میکند تا موتور جستجوی پیشفرض تلفنها باشد. تهدید به ساختن یک موتور جستجو توسط اپل، برایش سودآورتر از ساختن واقعی آن است. گوگل برای حفظ موقعیت خودش بعنوان برنامه پیشفرض، بیش از حد پول پرداخت میکند تا با هژمونیاش گزینههای کمتری در اختیار تبلیغکنندگان قرار دهد. گوگل با کنترل جریانِ توجه در سراسر وب، میتواند نحوه عملکرد وبسایتها و تجربه آنلاین ما را دیکته کند.
از زمانی که آدام اسمیت شروع به نوشتن درباره سرمایهداری کرد، انحصارها بعنوان نقصی در ساختار بازارهای آزاد شناخته شدند. اختصاصدادنِ کامل یک مزیت، این قدرت را به یک انحصارگر میدهد که مشتریان خود را نادیده بگیرد و در نتیجه همه ما آسیب ببینیم.
یک شرکت با بهترشدن در ارائه خدمات به مشتریان، فروشندگان و کارمندان خود رشد میکند.
یک شرکت با بهترشدن در انحصار است که به یک انحصارگر تبدیل میشود.
کمتر شرکتی در بازاریابی برای مزایای انحصاری خویش، بهتر از گوگل عمل کرده است. انحصارگران به ندرت از کاربران خود هزینه دریافت میکنند، اما در عوض، نرمافزار رایگان و داستانهای جذاب به کاربران ارائه میدهند. آنها بیوقفه توجه ما را بیشتر و بیشتر به خود جلب کردهاند و از ما مفتخورانی(sinecure) ساختهاند که هزینهاش را جای دیگری میپردازیم. این فقط
ecosia,
duckduckgo و
kagi نیستند که هزینه این انحصار را میپردازند. وقتی یک شرکت میتواند قوانین را تغییر دهد و به جای «بهترشدن»، روی «بیشترشدن» تمرکز کند، همه ما تاوانش را میپردازیم.
.