🗯 عبدالله ریاضی یکی از سیاستمدارای تاریخ معاصر ایرانه. شاید اسم اونو کمتر شنیده باشیم. ولی ریاضی به لحاظ قانونی و روی کاغذ (و نه در عمل)، یکی از سیاستمدارای مهم ایران معاصره. این فرد از سال 1342 تا 1357 رییس مجلس شورای ملی بود؛ 15 سال ریاست قوۀ قانونگذاری؛ 15 سال نمایندۀ ملت؛ 15 سال قرار بوده که رییس نهادی باشه که یکی از مهمترین نمادهای دموکراسیه. ریاضی تو دورههای مختلفی که رییس مجلس شد، توی مراسم رسمی «سلام» این جمله رو بیان میکرد: "بزرگترین افتخار مجلس و نمایندگان ملت، برآوردن منویات ملوکانه است". یعنی بزرگترین کاری که منِ نمایندۀ مجلس باید بکنم، اینه که ببینم «بالا» از ما چی میخواد.
🗯 چرا چنین سیاستمدارایی تولید میشن؟ جدا از ساختارها و قوانین، به لحاظ فرهنگی چه نتیجهای از پدیدۀ «عبدالله ریاضی» میتونیم بگیریم؟ این فقط سیاستمدارا هستن که چنین ویژگیای دارن؟ یعنی اونجایی که باید تحقیق و تفحص کنن، اونجایی که باید اعتراض کنن، اونجایی که باید استعفا بدن، اونجایی که باید یه طرحی رو تصویب کنن، اونجایی که باید استیضاح کنن؛ هیچ کدوم این کارا انجام نمیشه و سکوت میکنن. حرف نمیزنن. گهگاهی هم که حرف میزنن، چیزایی میگن که اگه سکوت کرده بودن، سنگینتر بودن. سؤال اینه که این فرهنگ از کجا میاد؟ آیا ما که سیاستمدار نیستیم، این ویژگی رو نداریم؟
🗯 به نظرم میاد ما هم همینطوریم. منِ دبیرستانی جلوی معلم ساکت میشم و انتقاد نمیکنم تا منافعم حفظ شه. منِ دانشجو وقتی میبینم و میدونم استاد سواد کافی نداره، میگم "کی دنبال دردسره؟ میگذره. حرف نزنیم بهتره." منِ پژوهشگر وقتی با گروههای پژوهشیای همکاری میکنم که «هیچ» فایدهای برای جامعه ندارن، به همکاری ادامه میدم و اعتراضی نمیکنم. منِ کارمند وقتی میدونم رییس کاسهای زیر نیمکاسهش هست، دم نمیزنم، میگم "اینجا ایرانه دیگه، دانمارک که نیست". منِ استاد ساکتم، منِ معلم ساکتم. ما همگی ساکتیم. نمایندۀ مجلس هم ساکته. امثال ریاضیها و هویداها و شریفامامیها از مریخ نمیان.
✅ نقد و نظر:
@Ali_soltanzadeh@philosophycafe