"در پستی در توانا از خانم منیره رحمتی، زن ۷۰ ساله نوشتید که پس از مرگ شوهرش، فرزندانش بر سر ارث با مادر اختلاف کردند و با اینکه هر کدام یک واحد آپارتمان گرفتند از آن واحدی که مادر در آن ساکن بود نیز نگذشتند و در نهایت مادر را بیپناه در خانهی سالمندان رها کردند.
از خشونت علیه سالمندان نوشتید. از این رفتار فرزندان مصداق بارز خشونت است شکی نیست اما نقش قانون ناعادلانه را در این خشونت نباید نادیده گرفت. عامل اصلی اعمال این خشونت، قانون است.
فرض کنید جای پدر خانواده، مادر فوت کرده بود؛ آیا فرزندان میتوانستند اموال پدر را از لحاظ قانونی تصاحب کنند و او را در خانه سالمندان رها؟
نه نمیتوانستند! چرا؟ چون قانون چنین اجازهای را به فرزندان نمیداد. اصلا فرزندان تا زندهبودن پدر جرات مطرحکردن بحث سهم ارث را نداشتند.
وقتی در قانون آمده است که پس از فوت پدر و در صورت داشتن فرزند به مادر نگونبخت یک هشتم از اموال به ارث میرسد این اجازه را به فرزندان میدهد که با مادرشان چنین رفتاری داشته باشند.
نمیشود همه چیز را به وجدان و شعور فرزندان واگذار کرد بلکه باید قانونی وجود داشته باشد که انسانها - اعم از زن و مرد- در برابر آن قانون برابر باشند. ریشه این خشونت علیه مادر، قانون زنستیزی است که در مملکت ما جاری و ساری است."
.
متن فوق را بهروز از همراهان توانا ارسال کرده است.
شما در اینمورد چه نظری دارید؟
@Tavaana_TavaanaTech